تو سخن میگویی من نمیشنوم! تو سکوت میکنی من فریاد میزنم! #با#منی#با#خود#نیستم ; و بیتو خود را در نمییابم ; دیگر هیچ چیز نمیخواهد، نمیتواند تسکینم بدهد....!
ازتوكه میخوانم گاه دلم ميگيردواشک بررخ مينشانم....بااين دل #ويران شده نجواميكنم كه ای دل تا کی خودت رابه دست #احساست ميسپری؟ تا كی نفس،بايدتوراكشان كشان ببرد؟تاكجاميخواهی پيش روی؟ فقط #ادعايت ميشود؟؟؟چه زيباست داستان زندگيت كه به يادگارنهادی .
شايد عجيب بود برای خيلی ها و جای سوال كه چرا از ميان همه #خوبان درگاه مقرب #خدا من خانه تو را برگزيدم؟ چرا #مهمان خانه تو شدم؟چرا برايت مينويسم و ازخود ميگويم؟برای خودم هم #عجيب بود اما ميدانی چرا ؟.......