motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
لطفی کن و نپرس چرا عاشقت شدیم؟ / حتماً دلیل داشت که ما عاشقت شدیم / در حیرتم که عشق از آثار دیدن است / ما کورها ندیده چرا عاشقت شدیم؟
motefavet
من سر به تنم زیاد بود از اول/ شالوده ام از تضاد بود از اول/ ابعاد مرا عشق به هم ریخته بود / روحم به تنم گشاد بود از اول
motefavet
چون تیر که بر بال کبوتر بخورد / یا سینه عاشقی که خنجر بخورد / این زندگی سر سری و گول زنک/ باید به منی که شاعرم بر بخورد
motefavet
تنها ماندم ... تنها با دل بر جا ماندم ... چون آهی بر لبها ماندم ...
motefavet
فرداست که زیر بارش تند تگرگ/ نه شاخه به جا بماند از ما و نه برگ/ القصه چنین که خواب ما سنگین است/ بیدار نمی شویم الاّ با مرگ ( شبتون خوش)