motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
روزمرّگی... به خوابهای من نفوذ کرده است ... خواب تازهای به چشمهای من ببخش ... چشم تازهای به خوابهای من.
motefavet
تهران...هوای سُربی دی ... در ولیِّ عصر / دور از نشاط صبح و کبوتر... ولیِّ عصر / سرسام بنزها و صدای نوارها / شبهای بیچراغ و مکدّر ولیِّ عصر / خالی از اتفاقِ رسیدن، تمام روز / تاریک و سرد و دلهرهآور، ولیِّ عصر /یک روز جمعه سر زده، آقا، بیا ببین/ تو نیستی چه میگذرد در ولیِّ عصر؟ (اللهم عجل لولیک الفرج)
motefavet
دیگه دنبالرو دوست ندارم ... یا حرفی واسه گفتن ندارم ... نیدونم ؟؟؟
motefavet
یــــــــــــــــــــــــا حسیــــــــــــن(ع)