مارچلو
لازمه با رها کردن قدرت کلمات، کمی سبک بشی ... به نظم و قانونمندی حادثه همونقدر اعتقاد دارم که به قوانین ثابت ِ دیگه ... گاهی دوست دارم چیزی رو فاش کنم اما توی خلوت، نه میون چشم همه ... ولی دوست دارم یه حادثه اونو به چشم اهلش برسونه ... و حادثه همونقدر نظام منده که سایر قوانین ... بنا بر قوانین هستی فقط کسی که راهش یکیه، زمانی از اون راه عبور میکنه ... من این حادثه رو دوست دارم، نه نظم ِ شلوغ ِ رهگذرایی که فقط مجبورن از مسیری عبور کنن ... کـِی خلوت و کی ازدحام؟
مارچلو
یادمه حول و هوش بیست سالگیم با کسی آشنا شدم که یه دختر بچه ی 5-6 ساله داشت...... دخترک خیلی شیرین و مثبت بود ........ به من و دوستام میگفت عمو بعد منم بهش میگفتم خاله شقایق ......... یه کم که گذشت گفت بهم بگو خاله سوسک بالدار ........ از سادگی و شیرینیش خنده م میگرفت ....... بزرگتر که شد سر به سرش میذاشتم میگفتم بهت بگم خاله سوسک بالدار؟ .......... شدیدا واکنش نشون میداد میگفت نههههه .......... حالا خانومی شده واسه خودش، خاله سوسک بالدار ما
چی مگه من چیزی گفتم ؟

13 سال و 6 ماه و 15 روز و 23 ساعت و 40 دقيقه قبلنه من اینگوراز نشدم .
حتما مارچلو اين دفعه كه حوس كنسرت به سرم زد بهت خطاب ميدم خودتو آماده كن

13 سال و 6 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 49 دقيقه قبل
13 سال و 6 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 15 دقيقه قبل
....
13 سال و 28 روز و 12 ساعت و 53 دقيقه قبلصداش برا من بریده بریده است
13 سال و 12 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبل