محدثه
به طرز تلخی آرامم ،،،،،، لحظه های سکوتم پرهیاهوترین دقایق زندگیم هستند ،،،،، مملو از آنچه می خواهم بگویم ونمی توانم.....
محدثه
جاگذاشته ام دلی هرکه یافت مژدگانی اش تمام “زندگی ام”
محدثه
قربون چشمای خودم برم که انقدر حجب و حیا سرش میشه که تا نگاه نامحرمی بهش خیره میشه ناخواسته و با حالتی دستپاچه نگاهشو به سمت دیگه ای میدوزه
محدثه
کفشهایم را نده... پا برهنه می روم..... تا در حریم تنهایی خود با نگاه به تاول های پایم عبرت بگیرم: من کجا....!؟ عاشقی کجا....!؟
محدثه
تنهایی نمیشود از پس تنهایی برآمد.
پروفــت قَشنگهِ ;X
12 سال و 10 ماه و 29 روز و 18 ساعت و 29 دقيقه قبلموفــق باشی -/35/-
مرسی عزیز ...


12 سال و 10 ماه و 29 روز و 18 ساعت و 8 دقيقه قبل