باقر
در عالم رفاقت محبت تقدیمت میکنم تا در بیگانگی فردا فراموشم نکنی
باقر
صدای پای تو که میروی ، صدای پای مرگ که میآید . . .
باقر
گاهی آنقدر دلم می گیرد که میخواهم تا سقف آسمان پرواز کنم رویش دراز بکشم آرام و آسوده مثل ماهی حوضمان که چند روزی ست روی آب خوابیده...!
باقر
خالق من "بهشتی" دارد ،.......... نزدیک، زیبا وبزرگ.................... "دوزخی" دارد، به گمانم کوچک وبعید، ...............و در پی دلیلی ست که ببخشدمارا ..............گاهی به بهانه ی یک دعادر حق دیگری... .....شاید امشب آن شب بی دلیل باشد
باقر
همیشه سعی کن لبخند بر لبانت , عشق در قلبت , لطف در نگاهت , محبت در چهره ات , بخشش در رفتارت و حق در زبانت جاری باشد و بس…