گناه شیرینـ
وقتی چشمانم را روی هم می گذارم ؛ " خواب " مرا نمی برد و / تو / را می آورد , از میان فرسنگـ ها فاصلـ ه ...
گناه شیرینـ
آرزوهــــایم ؛ همه نذر ِ بـرگشتنت ! شایـد که بـیـایی !! ...
گناه شیرینـ
هر کـسی رو می تـونستـم دوست داشتـه بـاشم اگـر دوست داشتـن را از تـو شروع نـمی کردم ...
گناه شیرینـ
دل سراغت را می گیرد!!! کی از کجا بر می گردی؟...
گناه شیرینـ
من باز می کنم این کلاف ِ سر در گم را و تو هـــِـــی " زیر و رو " می بافی از نو ...
گناه شیرینـ
من که این رج ها را باز کردم لطفا می شود هی خودت را نبافی به من !!!