my_moral_suicide
سيم تلفن را که ميجوم دنيا جای بهتری برای زندگی ميشود.. از توی آينه که به صورتم تف ميکند ميفهمم روز خوبی نداشته با آستين تفم را از صورتش پاک ميکنم و برايش چشمک ميزنم. .. گفته بودم سيم تلفن را که ميجوم دنيا جای بهتری برای زندگی ميشود؟
my_moral_suicide
دنيا وبلاگ بزرگی است که هيچوقت update نميشود.. قبل از اينکه اين را بفهمی تمام کليک هايت را خرجش کرده ای و غرق شده ای.. سوخت و سوز هم بارها گفته ام که ندارد..
my_moral_suicide
ای خدا اين وصل را هجران مکن......... ندا مياد که:بيلاخ!
my_moral_suicide
یک لحظه هم به مردم توجه می کنم : ــ پدری که پشت تلفن دستور ميدهد دخترش زودتر به خانه برگردد ــ Spam های احمقانه ای که مرد ميانسالی را به ياد valentine می اندازند _ دختر قدبلندی که 3 هديه ميگيرد و 1 کارت پستال برای آن طرف دنيا ميفرستد ــ مرد بداخلاقی که يک کافی شاپ،عروسکهای خوشکل و يک عالمه شکلات دارد ــ دختری که تلفنش را گوشه ای پرت ميکند،غر ميزند و بوسيدنش را ادامه ميدهد.. توجه نکردن بهتر بود..
my_moral_suicide
لحظات ملکوتی انزال ظهر ..
my_moral_suicide
سرم سوراخ شده و مغزم با تعجب کودکانه ای يواشکی به دنيای من سرک ميکشد. . تهوع دارم و سرگيجه و لخته های احمقی که جلو چشم مغزم را گرفته اند..این کیه جلوی آینه..
my_moral_suicide
ميرم جلوی آينه با صدای خسرو شکيبايی بلند بلند فکر ميکنم..
my_moral_suicide
ديگر شستن چشمها چه فايده ای دارد؟ وقتی هيچ جور ديگری برای ديدنت نمانده..
my_moral_suicide
آدم ها من را ياد ستاره های password می اندازند. هر چه باشند يک جور ديده ميشوند..
my_moral_suicide
با تمام خوکهای دنيا کشتی خواهم گرفت. تازگيها عاشق پاکی بی تظاهرشان شده ام..
my_moral_suicide
انسان،حيوانی است که فصل جفت گيری مشخصی ندارد..
my_moral_suicide
ديشب اینقدر به سطل آشغال اتاقم با اون صبر لعنتيش فکر کردم تا بيدار شدم.. تا نزديک صبح به اين Alert آخر New friend alert مسنجر فکر کردم.. پسر، کجایی که ببینی خاطره نويس شدم ..
my_moral_suicide
عمو هانس باور کن شباهت اتو بيوگرافی من با داستان آموزنده تو صرفا تصادفی است.. داستان جوجه اردک زشتی است که داستان تو را خوانده،يک عمر به انتظار قو شدن نشسته و در آخرين دقايق فهمیده تنها يک جوجه زشت و سياه و عقب افتاده است..
my_moral_suicide
نوشتن متون مينيمالی در يک دور خلاصه می شود.. حرفات رو تو دهنت می جوی و قورت ميدی. دوباره ميآريشون بالا و باز هم می جويش.. انقدر ادامه ميدی تا يه چيز چيزی مثل اين تهش می مونه. . اوه راستی يه کم به به هم بهش می زنی که بوی استفراغ نده..