از همان ابتدا دروغ گفتند! مگر نگفتند که "من" و "تو" ، "ما" می شویم؟! پس چرا حالا "من" این قدر تنهاست! ... از کی "تو" اینقدر سنگ دل شد؟!... اصلا این "او" را که بازی داد؟!... که آمد و "تو" را با خود برد و شدید "ما"! می بینی قصه ی عشقمان!
تو آیا منو به خاطر میاری همونطور که من تو رو به یاد می یارم؟ آیا توی دهنت به گذشته و اون زمان برمیگردی؟ چون من در خیابون به تنهایی قدم میزنم از اینکه توی خودم باشم متنفرم و همه میبینن که من سقوط کردم و دارم از دست میرم به تو با یک نفر دیگه فکر میکنم یک نفر تو رو میخواد یک نفر به تو احتیاج داره یک نفر هر شب به تو فکر میکنه یه نفر نفسش بند اومده بدون تو تنهاست یک نفر آرزو داره یه روز تو رو ببینه اون یه نفر منم اون یه نفر منم آره چطور ما تونستیم اشتباه کنیم؟ خیلی خوب بود و الان همه چیز از دست رفته و من هر شب دعا میکنم که مسافر به مقصد برسه (؟) چیزی که پنهان میکنیم گم نشده و از بین نرفته چون تو همیشه در ذهن من جولان میدی تو همیشه در زندگی منی حتی اگه من در زندگی تو جایی نداشته باشم چون تو توی ذهن منی تو آیا مرا به خاطر خواهی آورد؟ و قبل از اینکه رهام کنی لطفا گوش کن...
هر شب روی تختم می خوابم ، از درد دلتنگی میان خوابم ، آشفته می پرم !! باز خواب تو را دیدم ... خوابم تکراری ، اما حالم هر شب بد تر !! نا خوداگاه سمت گوشیم می روم ، نگاه می کنم با چشمانی که اشک، دیدن را مشکل کرده برایش !! خبری از تو نیست ، باز هم با فکر تو به خواب می روم ... ... صبح مادرم می گوید : باز این گوشی وسط تختته ؟ در دلم می گویم : با خیال عشق بازی می کردم !!
در صدا کردنِ نام تو یک «کجایی؟!» پنهان است..... یک «کاش میبودی»! یک «کاش باشی»! یک «کاش نمیرفتی»! من نام ِ تو را حذف به قرینهی ِ این همه دلتنگی و پرسش صدا میزنم.....
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
14 سال و 9 ماه و 23 روز و 8 ساعت و 34 دقيقه قبلغافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ شلوپهای گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیشبینیاش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی میکردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود
سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد
و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پینهای چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم
فردا دیگر برای قدم زدن نمیآیم.
تنها برو!