nader
کیسه کوچک چای هر وقت می خواست حرف دلش را بزند،صدایش در گرمای آب می سوخت . کیسه پایین رفت ،رسید به ته لیوان و حرفش را زد و لیوان سرخ شد.....
nader
زخم که میخوری ، مزه مزه اش کن ، حتما نمکش آشناست !
nader
چه سخت است تشییع عشق روی شانه های فراموشی، وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست تا رهگذری بر بی کسی فاتحه بخواند!
nader
خودت را نرنجان، آنكه بودنت را قدر ندانست لایق حضور در فكرت هم نیست
nader
می خواستم بمانم ، رفتم ، می خواستم بروم ، ماندم نه رفتن مهم بود و نه ماندن ، مهم من بودم که نبودم این آیینه می شکند و به هزار تصویر تکثیر می شود حالا بگو سهم نداشته ام از این همه “تو” کدام است ؟
nader
بعضی ها به ظاهر وقتی اول وارد لیست دوستانت که میشوند چیزی با خود نمیآورند ولی وقتی میروند ، همه چیز آدم را با خودشان میبرند . . .
nader
خداوندا مرا به بزرگیه چیزهایی که داده ای آگاه و راضی کن تا کوچکیه چیزهایی که ندارم آرامشم را بهم نریزد...
nader
این بار تو بگو که "دوستت دارم" نترس.......... من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
nader
حالم را پرسیدند ، گفتم رو به راهم ! نمی دانند رو به راهی هستم که تو رفته ای !!
nader
شش ماه به دوستت مهربونی میکنی ، خوبی باهاش ، هر کاری میگه میکنی که بفهمونی دوستش داری … دو روز که اعصاب نداری ، میگه: حالا شناختمت
nader
شیشه نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لک انگشت دروغ !!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد … کو کجا رفت ؟ که احساس مرا خوب فروخت !
nader
زندگی استفاده از داشته ها برای رسیدن به نداشته ها و چشم پوشی از نداشته ها برای لذت بردن از داشته هاست....