نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
تفاوتی نکند قدر پادشایی را / که التفات کند کمترین گدایی را
نغمـــــه ی دل
تو خود به جوشن و برگستوان نه محتاجی / که روز معرکه بر خود زره کنی مو را
نغمـــــه ی دل
دیار هند و اقالیم ترک بسپارند / چو چشم ترک تو بینند و زلف هندو را
نغمـــــه ی دل
مغان که خدمت بت میکنند در فرخار / ندیدهاند مگر دلبران بت رو را
نغمـــــه ی دل
مرا که عزلت عنقا گرفتمی همه عمر / چنان اسیر گرفتی که باز تیهو را
نغمـــــه ی دل
بيـن ايـن آدمـا بايـد عـاقـلانه زنـدگى کرد نــه عاشـقـانـه … اونيـکه قـدش به عشـق نمـيـرسـه غـرورتـم بـزارى زيـر پاش بــازم بهـش نميـرسه
نغمـــــه ی دل
تا به گریبان نرسد دست مرگ / دست ز دامن نکنیمت رها
نغمـــــه ی دل
تا مست نباشی نبری بار غم یار / آری شتر مست کشد بار گران را
نغمـــــه ی دل
اگر تو فارغی از حال دوستان یارا / فراغت از تو میسر نمیشود ما را
نغمـــــه ی دل
نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی / چو دل به عشق دهی دلبران یغما را
نغمـــــه ی دل
شیشه ای میشکند یک نفر میپرسد که چرا شیشه شکست؟ یک نفر میگوید: شاید این رفع بلاست دیگری میپرسد شیشه پنجره را باد شکست؟ دل من سخت شکست هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید از خودم میپرسم" ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر بود.
نغمـــــه ی دل
زِندگـــي در حــــــــال بارگـــــــيري است، لطفاً صـَــــبر کـُــنيد.. اينجـا سُــــرعت خوشــــبختي بسيار کــــم است...!! تـــا زندگــــــــي ات لُـود شـــــــود .. عُمـــــــــرت تمـام شــده
نغمـــــه ی دل
عـــادت کــرده ام تـنهـا توي کافــه اي بـنشينم از پشــت پنجــره آدم ها را ببيــنم قـهــوه اي تـلخ بنــوشـم و تــا خـــانــه پيــاده با نـبودنــت راه بــروم
نغمـــــه ی دل
خداوندا تو را سپاس هر که به من میرسد بوی قفس میدهد جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا . . .
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 14 روز و 22 ساعت و 54 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 1 ساعت و 27 دقيقه قبل