نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
گاهی خدا درها را می بندد و پنجره ها را قفل می کند ؛ زیباست که فکر کنیم شاید بیرون طوفان می آید و میخواهد از ما محافظت کند !
نغمـــــه ی دل
به آرامش رسیدن، نه با فراموش کردن زندگی بدست می آید و نه با غرق کردن خود در زندگی.
نغمـــــه ی دل
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم برای اینکه نگذارم بیایند ...
نغمـــــه ی دل
به یادتم اما شاهدی ندارم جز کوچه پس کوچه های خلوت دلم ...
نغمـــــه ی دل
ای کاش نگاه حرف دلها را میخواند ؛ تا برای اثبات عشق نیازی به سوگند نباشد
نغمـــــه ی دل
حتی خطی از دفتر خستگیهایم را ، هیچ کس حاضر نشد از نگاهم بخواند ! هر که هم به چشمانم خیره شد تنها خودش را در آن دید و بس !
نغمـــــه ی دل
در پایان زندگی خیلی از ما خواهیم گفت : کاش تنها چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا به هم نگاه کنیم !
نغمـــــه ی دل
تحمل کردن آدمهایی که ادعای منطقی بودن دارند سخت تر از تحمل آدمهای بی منطق است . . .
نغمـــــه ی دل
خداوندا تو را سپاس هر که به من میرسد بوی قفس میدهد جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا . . ..
نغمـــــه ی دل
نقاش باشی ! چقدر میگیری تا صفحه های سیاه دلم را رنگ کنی ؟ بعد- برای دیوار اتاق دلم یک روز آفتابی بکشی که نور آفتاب تا میانه اتاق آمده باشد راستی... من روی صورتم یک خنده می خواهم نرخ خنده که گران نیست ...؟
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 31 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 16 ساعت و 3 دقيقه قبل