نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
به تو که فکر می کنم بی اختیار به حماقت خود لبخند می زنم سیاه لشکری بودم در عشق تو و فکر می کردم بازیگر نقش اولم … افسوس…
نغمـــــه ی دل
وقتی بادویدن های بسیار ... همواره دست خالی مانده ایم ؟!.... راستی چرا ؟؟؟
نغمـــــه ی دل
چه سیاره ی بیرحمی ست نگاهت ... با درختهای عریان سکوت ... و بامهای مجازی که بادبادک مرا هیچ نمی بینند
نغمـــــه ی دل
شب مردان خدا روز جهان افروز است // روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست
نغمـــــه ی دل
زمان طرفدار هیچکس نیست،روز صرفا به ما می گوید :من هستم تو می خواهی با من چه کار کنی؟
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 40 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 8 ساعت و 12 دقيقه قبل