نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
از كسی نمیپرسند چه هنگام میتواند «خدانگهدار» بگوید؟ از عادات انسانیاش نمیپرسند از خویشتنش نمیپرسند زمانی به ناگاه باید با آن رو در روی در آید تاب آرد بپذیرد وداع را درد مرگ را فرو ریختن را تا دیگر بار بتواند كه برخیزد.
نغمـــــه ی دل
خدایا کدامین پل در کجای دنیا شکسته است که هیچ کس به خانه آرزوهایش نمیرسد ... ؟؟!!!
نغمـــــه ی دل
میگن تنها چیزی که عادلانه تقسیم شده عقله چون کسی نمیگه عقلم کمه!
نغمـــــه ی دل
دیروزها آرو داشتم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد، اما امروز فهمیده ام اتفاق هم بیفتد، باز هم زندگی خواهم کرد!
نغمـــــه ی دل
در دنیا جا برای همه کس هست پس بجای اینکه جای دیگران را بگیری جا خود را پیدا کن
نغمـــــه ی دل
بیایید کمی هم که شده بخندیم عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس یادگارى بگیرد.معلم هم داشت همه بچهها را تشویق میکرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید : این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچهها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده !
نغمـــــه ی دل
درد دارد.... وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع کرده ای...!
نغمـــــه ی دل
خدایا! از من درگذر انچه را از من بدان داناتری، و اگر بار دیگر به ان باز گردم تو نیز به بخشایش باز گرد. خدایا، انچه از اعمال نیکو که تصمیم گرفتم و انجام ندادم ببخشای خدایا، ببخشای انچه را که با زبان به تو نزدیک شدم ولی با قلب ان را ترک کردم. خدایا، ببخشای نگاه های اشارت آمیز، و سخنان بی فایده، و خواسته های بی مورد دل، و لغزش های زبان
نغمـــــه ی دل
از میان دو واژه انسان و انسانیت، اولی در میان کوچهها و دومی در لابلای کتابها سرگردان است...!!
نغمـــــه ی دل
شخص نابینایی از سنت آنتونی پرسید : "ممکنه چیزی بدتر از؛ از دست دادن بینایی باشه؟" او جواب داد : "بله، از دست دادن بصیرت."
نغمـــــه ی دل
مردم این شهر دردی دارند ابدی اسمش را گذاشته اند "یار" هم در بودنش می نالند هم از نبودنش....
نغمـــــه ی دل
در شهر بودم دیدم هر کس به دنبال چیزی می دود یکی به دنبال پول یکی به دنبال چهره دلکش یکی به دنبال لحظه ای توجه چشمان هرزگرد یکی به دنبال نان یکی هم به به دنبال اتوبوسی ! اما دریغ هیچکس دنبال خدا نبود ...
نغمـــــه ی دل
این روزها
زندگی را حراج کرده اند
زیر قیمت دنیا
یا خدا می خرد
یا شیطان می خوراند
و باور کن
این پاره خط
روز به روز
کوتاه تر می شود..
نغمـــــه ی دل
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... تظاهر به بی تفاوتی، تظاهر به بی خیـــــالی، به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . . چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"
نغمـــــه ی دل
ساده ی ساده ...
از دست می روند ..!
همه ی آن چیز ها که .....
سخت سخت ... به دست آمدند
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 22 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 8 ساعت و 54 دقيقه قبل