نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
آدمها چقدر با هم فرق میکنند... عشق برای بعضیها یک دلگرمیست، و برای بعضیها فقط یک سرگرمیست.
نغمـــــه ی دل
تعلق که نداشته باشی به جایی به کسی به چیزی.... تمام شدنت راحت تر از آنی میشود که گمان می بردی ....!
نغمـــــه ی دل
گـفـت : בعـآ كـنے مـے آیـَב ... مـے مـآنـَב ! گـفـتـَم : آنـكہ بـآ בعـآیـے بـیـآیـَב بـہ نـفـریـنـے مـے روَב ... פֿــواسـتـے بـیـآیـے ... פֿــواسـتـے بـِمـآنـے ... بـآ בعـآ نـَیـآ ... بـآ בل بـیـآ ... بـآ בل بـِمـآن
نغمـــــه ی دل
آن اتفاقی که به روی زمین افتاد... دل من بود ! پای زخمی ات را دریاب... دل من برگ نبود دل من آینه بود... !
نغمـــــه ی دل
نــَـه خــورشیــــد... نـــَه مـــ ـ ــاه روزِگــ ــارِ مـــَלּ . . . بــا گــــردِشِ نــگـــاهِ تــ ـــ ـو ، مـے چــرخــد . . .
نغمـــــه ی دل
امــلای نوشتـههایـ م، نگـــارش حرفهایـــ م، تصمیـمهایــ م، روزهـایــ م، زندگیــ م، دنیایـــ م، همـ ه و همـ ه پــُر از غلـط اسـ ت ... تنهـا تــ و درسـ ت بـ ودی ... و بعـد از تـ و انگـــار همـ ه چیـ ز غلـط اسـ ت!
نغمـــــه ی دل
تو کلاس درس خدا ؛ اونی که ناله میکنه رد میشه، اونیکه صبر میکنه قبول میشه، اما اونیکه شکر میکنه شاگرد ممتاز میشه ! بیا شاگرد ممتاز باشیم...
نغمـــــه ی دل
ما كاشفان كوچه های بن بستیم ...حرفهای خسته ای داریم ...این بار پیامبری بفرست... كه تنها گوش كند. . .
نغمـــــه ی دل
هی رفیــــــــــــــــــــــــــق... از تو چ پنهان... آدم ها اینقدر دورم زده اند ک بعید نیست یکی از میدانهای شهر را همین روزها ب نامم کنند.!!!!
نغمـــــه ی دل
خیلی چیزها هستند که وقتی به دستشان می آوری... دیگر برای تو نیستند ، تویی که در دست آنهایی …
نغمـــــه ی دل
خوش به حال باد ...گونه هایت را لمس می کند... و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد! کاش مرا باد می آفریدند... تو را برگ درختی خلق می کردند؛ عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟! در هم می پیچند و عاشق تر می شوند…
نغمـــــه ی دل
چشمانت رازِ آتش است. و عشقت پیروزیِ آدمیست... هنگامی که به جنگِ تقدیر میشتابد. و آغوشت ...اندک جایی برای زیستن ...اندک جایی برای مردن ...و گریزِ از شهر ...که با هزار انگشت ...به وقاحت ...پاکیِ آسمان را متهم میکند....
نغمـــــه ی دل
سرنوشت تو متنی است . . . که اگر ندانی دست های نویسندگان . . . واگر بدانی . . . خود می توانی نوشت .
نغمـــــه ی دل
کلافه کرده ای مرا... چرا... همیشه لبخند هایت از نوشته های من زیباتر است...
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 40 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 10 ساعت و 12 دقيقه قبل