دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نغمـــــه ی دل

گاهی در فرا سوی این لحظات از خود میپرسم، با خود چه کردی؟!!که همچون باران میباری.. همچون باد گریزانی... درباره »
نغمـــــه ی دل
زن
امتیاز: 3138

دنبال‌شدگان

(381 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(404 کاربر)

گروه‌ها

(38 گروه)

بازدید

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

آدمها چقدر با هم فرق می‌کنند... عشق برای بعضی‌ها یک دلگرمیست، و برای بعضی‌ها فقط یک سرگرمیست.

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

تعلق که نداشته باشی به جایی به کسی به چیزی.... تمام شدنت راحت تر از آنی میشود که گمان می بردی ....!

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

گـفـت : בعـآ كـنے مـے آیـَב ... مـے مـآنـَב ! گـفـتـَم : آنـكہ بـآ בعـآیـے بـیـآیـَב بـہ نـفـریـنـے مـے روَב ... פֿــواسـتـے بـیـآیـے ... פֿــواسـتـے بـِمـآنـے ... بـآ בعـآ نـَیـآ ... بـآ בل بـیـآ ... بـآ בل بـِمـآن

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

آن اتفاقی که به روی زمین افتاد... دل من بود ! پای زخمی ات را دریاب... دل من برگ نبود دل من آینه بود... !

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

نــَـه خــورشیــــد... نـــَه مـــ ـ ــاه روزِگــ ــارِ مـــَלּ . . . بــا گــــردِشِ نــگـــاهِ تــ ـــ ـو ، مـے چــرخــد . . .

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

امــلای نوشتـه‌هایـ م، نگـــارش حرف‌هایـــ م، تصمیـم‌هایــ م، روزهـایــ م، زندگیــ م، دنیایـــ م، همـ ه و همـ ه پــُر از غلـط اسـ ت ... تنهـا تــ و درسـ ت بـ ودی ... و بعـد از تـ و انگـــار همـ ه چیـ ز غلـط اسـ ت!

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

تو کلاس درس خدا ؛ اونی که ناله میکنه رد میشه، اونیکه صبر میکنه قبول میشه، اما اونیکه شکر میکنه شاگرد ممتاز میشه ! بیا شاگرد ممتاز باشیم...

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

ما كاشفان كوچه های بن بستیم ...حرفهای خسته ای داریم ...این بار پیامبری بفرست... كه تنها گوش كند. . .

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

هی رفیــــــــــــــــــــــــــق... از تو چ پنهان... آدم ها اینقدر دورم زده اند ک بعید نیست یکی از میدانهای شهر را همین روزها ب نامم کنند.!!!!

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

خیلی چیزها هستند که وقتی به دستشان می آوری... دیگر برای تو نیستند ، تویی که در دست آنهایی …

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

مداد ِ ســیاهم را بر میــدارم ، جـاده اے مــے کشــم از اینجا تا خود ِ خــــُـــــدا ... ســفرے به مقــصد ِ آغوشــش ، تـــــــــو کـه خوبـــ میــدانــے رویاهـاے رنگــے ام, حوالـے ِ خــانه خـــُـــدا پرســـه مــے زننــد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

خوش به حال باد ...گونه هایت را لمس می کند... و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد! کاش مرا باد می آفریدند... تو را برگ درختی خلق می کردند؛ عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟! در هم می پیچند و عاشق تر می شوند…

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

چشمانت رازِ آتش است. و عشقت پیروزیِ آدمی‌ست... هنگامی که به جنگِ تقدیر می‌شتابد. و آغوشت ...اندک جایی برای زیستن ...اندک جایی برای مردن ...و گریزِ از شهر ...که با هزار انگشت ...به وقاحت ...پاکیِ آسمان را متهم می‌کند....

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

سرنوشت تو متنی است . . . که اگر ندانی دست های نویسندگان . . . واگر بدانی . . . خود می توانی نوشت .

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

کلافه کرده ای مرا... چرا... همیشه لبخند هایت از نوشته های من زیباتر است...