...يه روز منو @هانیه و @nani و @S@eeDE و @mohade3 ازمدرسه ميرفتيم خونه كه يه ماشين شيك (تقريبا ٢٠٠مليون قيمتش بود)ديدم كه شيشه هاش دودي بود رفتيم از نزديك ببينيمش كه يهو ديديم شيشه ها رفت پايين و ٤تا پسر با خنده ما رو نگاه ميكنن همچين ضايع شديم كه نگو
بچه ها امروز رفته بودم نمايشگاه كتاب يه غرفه بود يخ پوستر بزرگ از اميد صبري گذاشته بودن بعد كلي از كتاباش و سي دي ترانه هاش كه رپ خونده بود رفتم جلو فروشنده دو تا پسر بود گفتم ببخشيد اين كيه گفتن يه نفري كه حرفهاي اخر ادمارو مينويسه و ميخونه منم برگشتم گفتم مشهور كه نيس صداشم قشنگ نيس حالا يه دونه بدين ببينيم ارزشه دوس داشتن داره پسره خنديدو داد داشتم ميرفتم كه ديدم عكسه رو سى دى خود فروشندس...يعني خود اميد صبري متوجه نگاهم شدو گفت اشكال نداره برو...اومدم به داداشم گفتم باورش نميشد بدو بدو رفت نمايشگاه تا از نزديك ببينتش نگو طرف ادم مشهوريه فقط اومده بود اونجا نظارت كنه
همه به خودشون
14 سال و 11 ماه و 18 روز و 2 ساعت و 45 دقيقه قبلhhiiiiiiiihhh...روزم مبارک!!!
14 سال و 11 ماه و 18 روز و 2 ساعت و 43 دقيقه قبلخوش به حالت
14 سال و 11 ماه و 18 روز و 2 ساعت و 37 دقيقه قبل