ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
فقط رفت ...بدون كلامی كه بوی اشك دهد.. فقط رفت ... بدون نگاهی كه رنگ حسرت داشته باشد... فقط رفت و من شنیدم كه توی دلش گفت: "راحت شدم"
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
آرام آرام دلمان به بی کسی، صدايمان به سکوت و چشمهايمان به تاريکی عادت کردند ...!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
سر بلند می کنم ... چشم هایش زیر خیسی اشک برق می زند ... می ایستم ... در را محکم پشت سرم می بندم ... و تا خود ایستگاه زار میزنم ! تنها ...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
می نویسم ( د ی د ا ر ) تو اگر با من و دلتنگ منی !!! یک به یک فاصله ها را بردار
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
اگر کاسبی نیست که دوست بفروشد در عوض آنقدر دوستان کاسب هستند که تو را به پشیزی بفروشند
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ذهنم پـــــــر از تــــــو ، و خــــــالی از دیـــــگران است، اما کنارم خـــــالی از تو و پــــر از دیــــگران است
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
به من آموختند که حرف را نباید گذاشت کنج ِ دل بماند! که اگر زخم آدمی عفونت کند! همه وجودش را میگیرد! کینه میشود! بغض ِ توی ِ گلو میشود! اشک میشود! سخت میبارد! از سکوت من بترس که روزی فریادی مهیب خواهد شد!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیر جیر میکنند محکمند ! خوش به حالشان لنگه ی همند
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
مزاحم آدمی که مشغول فراموش کردن شماست نشوید!...هیچ قاتلی دوست ندارد هنگام کشتن کسی، مزاحمش شوند!!...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
گاهی شاید لازم باشه از یاد ببریم یاد آنهایی را كه با نبودنشان بودنمان را به بازی گرفتند.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
چه قدر تلخ شده ای ... انقدر که حتی ... وقتی صدایت را می شنوم ... احساس می کنم ... دیگر دلم برایت نمی لرزد
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
امان از خنده ای که لابلای آن بغض دردناكی گلویت را بفشارد امان از آن لحظه...
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 58 دقيقه قبل