ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
میگویی شکست،میگویم مرهمی خواهم بود بر آن ،میگویی مرهمی از جنس چه ؟میگویم از جنس باران چشمها !!!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
از آدم ها دلگیرم که خوب های خودشان را از بد ِ تو مو شکافی میکنند و بد هایشان را در جیب های لباس هایی که دیگر از پوشیدنش خجالت میکشند پنهان میکنند از اینکه ژست یک کشیش را میگیرند وقتی هوای اعتراف داری و درد هایت را که میشنوند خیالشان راحت میشود هنوز میتوانند کمی خودشان را از تو کشیش تر ببینند
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
برای تو که نه، ولی دلم برای روزهای با هم بودنمان تنگ شده... برای تو که نه، ولی برای " مواظب خودت باش " شنیدن، دلم تنگ شده .. برای تو که نه، ولی برای دلی که نگرانم می شد، دلم تنگ شده... راستش برای اینها که نه، ولی برای خودت، دلم خیلی تنگ شده!..
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
فاصله را تو یادم دادی وقتی با لبخند دور شدی از من عکاس بهتر از ما فاصله را می فهمید تو در عکس نیستی فاصله یعنی تو......
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
مزاحم آدمی که مشغول فراموش کردن شماست نشوید!...هیچ قاتلی دوست ندارد هنگام کشتن کسی، مزاحمش شوند!!...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
گاهی شاید لازم باشه از یاد ببریم یاد آنهایی را كه با نبودنشان بودنمان را به بازی گرفتند.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
من آدم سخت گيري نيستم.. فقط سخت "آدم" گير ميارم.....!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
اگر يک روز از زندگی من باقی مانده باشد، از هر جای دنيا چمدان کوچکم را میبندم راه میافتم ايستگاه به ايستگاه مرز به مرز، پيدايت میکنم، کنارت مینشينم، روی سينهات به خواب میروم
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
كودكي نكردم تا زودتر بزرگ شوم / و زمان چه دير مي گذشت!/ امروز، سال ها آنچنان زود مي گذرند/ كه تمام زندگي برايم.../ بچه بازي مي نمايد...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
نوشتنم را بهانه ای نیست ! جز گفتن این که ! من بعد تو به هیچ او یی اجازه ما شدن نداده ام ! هنوز ! . .
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ﯾﮏ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ، ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺗﯿﻎ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ ﺭﮔﺶ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ... ﻧﻪ! ﻗﯿﺪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ !!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
گوسفندها : برای خوردن، منتظر عشقشان نمی شوند ... برای ورود به آغـــــل، از عشقشان سبقت می گیرند ... هــنگام استراحت، جای عشقشان را تصرف می كنند ... " چقـــــدر گـــــوســـــفــــنـــــد ها آشـــــنا هـــــستند " !!!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
عشق احساس شگفت انگیزیست.. در گیرش که شدی... یک گوسفند گربه صفت رو صدا می زنی جوجو.......
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 42 دقيقه قبل