کلاغه دلش گرفته بود ... کلاغ سیاه پاپـتی ، پرید روی شاخه درخت و گفت : قار و قار ! از یه جایی صدا اومد که : زهر مار !!! بغض کلاغه ترکید ، یه قطره اشک از روی گونه هاش چکید ، قطره اشک لابه لای پرهای سیاهش گم شد و رفت ، یه تیکه سنگ از تو حیاط یه خونه اومد و اومد نشست رو سینه کلاغ ، قلب کلاغ ترکید و کلاغ افتاد رو زمین ... >>>> دیدگاه >>>>
# آلدوس هاکسلی
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 56 دقيقه قبلدنی هم تلفنی صحبت می کنی هم کار ارباب رجوع رو راه می ندازی هم کامنت میدی ؟
چند هسته ای هستی برادر من ؟ 
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 45 دقيقه قبلقرار بوئ اکسینوس اکتا 8 هسته ای سامسونگ باشم .. اما دیدم اسنپ دراگون 800 فعلا بالاتره
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 37 دقيقه قبل
ماشالا . اصلا این سی پی رو از روی شما ساختند 
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 27 دقيقه قبل