nazanin
دارد گیج میرود بودنم تنم از مدار خودش خارج است انگار بسته باشندم به عقربههای یک ساعت دارم روی این دایره میچرخم میچرخم ... ... ......میچرخم و همیشه ساعتی را نشان میدهم که رسمی نیست.!!!!!!!!!!!!!!!
nazanin
کاش میدانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافته آنوقت به او میگفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغضهایم را نمیتوانم فرو بدهم !!!
nazanin
مستی از چشم جدائی نکند پس چه کند؟ عاشق از خویش رهایی نکند پس چه کند ؟ اشک در چهره خدایی نکند پس چه کند ؟ کرکس ار میل همایی نکند پس چه کند ؟ ما که از کاه خسان کوه بسازیم هنوز نازنین شیوه به جز شیوه ی چشمان تو نیست غزلی جز غزل عشق به دیوان تو نیست رقم مهر و وفا بر سر پیمان تو نیست درد این غم بتر از غصه ی هجران تو نیست عاشقانیم ... بسوزیم و بسازیم هنوز
nazanin
سخت ترین کار در دنیا ترمیم اعتمادیه که از دست رفته !! اعتماد به یارت ، اعتماد به نفست ، اعتماد به عشق ، اعتماد به آدمهای آینده ات ...
nazanin
دور نرو بیا کنار دلم من غیر از اینها که مینویسم نوازش هم بلدم.
nazanin
علت سقوط ناگهانی ی من از چشم هایت را....
فقط باید
در جعبۀ سیاه دل ات جستجو کرد.
nazanin
این روز ها دل گرمی می خوام ....... وگر نه . چیزی که هست . سرگرمی .
nazanin
از هم جدا شديم هر دو به يك احساس رسيديم تو فراغت و من فراقت ... يك حرف تفاوت كه مهم نيست! هست؟
nazanin
سهراب آب ها را گل کردند حالا چگونه چشم ها را باید شست ...
nazanin
سنگینی بار مشکلاتی که خدا بر دوش ما میگذارد انقدر نیست که کمرمان را خرد کند انقدر است که ما را برای دعا به زانو دراورد
nazanin
بی هیچ دلیلی به یادت هستم تا نقض کند قانونی را که هنوز علت می طلبد!
nazanin
بگذار کسی نداند که چگونه من به جای نوازش شدن ، بوسیده شدن ، گزیده شده ام!!.
nazanin
بعضیا رو باید یهو از زندگیت حذف کنی اگه به مرور باشه زجرت میدن مثل کندن چسب زخم ( ̲̅:̲̅:̲̅:̲̅[̲̅ ̲̅]̲̅:̲̅:̲̅:̲̅) از رو پوست که یهو میکنیش و خلاص میشی..