دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

nazanin
زن - مجرد
امتیاز: 18.05

دنبال‌شدگان

(58 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(57 کاربر)

بازدید

nazanin
nazanin

این قرار داد تا ابد میان ما برقرار باد چشمهای من به جای دست های تو من به دست تو آب می دهم تو به چشم من آبرو بده من به چشم های بی قرار تو قول می دهم ریشه های ما به آب شاخه های ما به آفتاب می رسد ما دوباره سبز می شویم قیصر امین پور

nazanin
nazanin

كاش مي شد بازي را از آخرش شروع كرد بين دو نيمه ميزديم به چاك تا حماقت هيچ آغازي را نبينيم ...!

nazanin
nazanin

رفتم در مغازه گفتم آقا نوشابه دارین؟یاروگفت:مشکی دیگه!گفتم:پـــ َـ ـ گفت:گمشو بیرون بی شعور عوضی! این چیه یادگرفتین خودتونو مسخره میکنین ؟گفتم:بابا میخواستم بگم پنیر هم میخوام. کلی معذرت خواهی کرد و ازخجالت من در اومد.بعدش گفت:پنیر بسته ای؟؟گفتم:پ نه پ متری؟؟ گفتمو فرار کردم...

nazanin
nazanin

ون کیمیا که همه دنبالشن، محبته..بقیه اش بی راهه است و سنگلاخه

nazanin
nazanin

اینجا هر روز چوپانكي تنها در ني ني نگاه تو ني مي‌زند ... براي رمه ي آهوان بي شمارش

nazanin
nazanin

bache ha ta babam nayumade man miram....sobhetoooon motaliiiiiiii...dosetoon daram ...shabe hamegi khosh

nazanin
nazanin

تو دروغگو نيستي من حواسم پرت است! گفته بودي دوستم داري بي اندازه، خوب كه فكر مي كنم تازه مي فهمم كه "بي اندازه" يعني چه

nazanin
nazanin

آنكه دستش را اينقدر محكم گرفته اي....ديروز عاشق من بود.. دستانت را خسته نكن.... محكم يا آرام.... فردا تو هم تنهايی....

nazanin
nazanin

salaaaaaaaaaam shabe hamegi khooooooooosh

nazanin
nazanin

آدم ها برای یکدیگر نقش سیگار را بازی می کنند ...! همدیگر را می کشند لذت می برند دود می کنند تمام می کنند و بعد از اندک زمانی ... سیگاری دیگر ... !

nazanin
nazanin

بی شرمانه ترین راه، برای فراموش کردن کسی این است، که احساسات شخص دیگه ای را، بازیچه خودخواهی خود قرار.....دهید.!!

nazanin
nazanin

گاهی به یه آغوش بی منت نیاز دارای، که تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد ... که وقتی تو اوج تنهایی هستی ، با چشماش بهت بگه ............. نگران نباش تا ته تهش هستم................. .

nazanin
nazanin

نمـــی دانم چــــرا ؟! این روزهــــا در جـــواب هـــركــــه از حـــالم مـــی پرســــد تـــا مــــی گویــــم ... " خوبــــــــم " چشمـــــانم خیس مــــی شـــــود ... !.

nazanin
nazanin

دفتری بود که گاهی من و تو می نوشتیم در آن از غم و شادی و رویاهامان از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم من نوشتم از تو: که اگر با تو قرارم باشد تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد که اگر دل به دلم بسپاری و اگر همسفر من گردی من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!! تو نوشتی از من: من که تنها بودم با تو شاعر گشتم با تو گریه کردم با تو خندیدم و رفتم تا عشق نازنیم ای یار من نوشتم هر بار با تو خوشبخترین انسانم… ولی افسوس مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!

nazanin
nazanin

یه انگلیسی،یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا میکردن. انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! ...مطمئنم که اینا انگلیسیند! فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم رفتار عاشقانه ای دارند !!حتماً فرانسویند! ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکر هم میکنن توی بهشتن!!! صد در صد ایرانیند..........