دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

من بهترین نیستیم، اما به سوی بهترین ها پیش می روم... درباره »
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
زن
امتیاز: 3587.2

دنبال‌شدگان

(367 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(636 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

سلاممممممممممممممممممممممممممم ... من اومدممممممممممممممممممممم ... امروز خيلي روز خوبيه ...... آي لاو يو

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

@˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙ اي عزيزم يه چيز ميگم که يادت باشه / قول بده که هميشه به يادم باشي ، باشه ؟

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

@˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙ دیروز تو کلاس ریاضی داشتم به تو فکر می کردم، اما هر چی فکر کردم نتونستم حساب کنم که چقد دوستت دارم

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

@˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙ کدوم رو دوست داري برات بفرستم !؟ قل(ب)م !؟ ر(و)حم !؟ ج(س)مم !؟ يا حروف توي پرانتز !!؟

تيغ!
تيغ!

شاید تو دنبالر کسی قدر منو ندونست! شاید توی [!] بوک بدونن!

زندگی تکراری
زندگی تکراری

دفعه اولی که رفتم پیشش اینجوری بودم ولی اون باهام اینجوری بود من دوباره برای اینکه دلشو به دست بیارم ولی داداشاش دیدنمون و .... کم کم داشتم تسلیم میشدم که .... تصمیم گرفتم مبارزه کنم به خاطرش ، شبا تا صبح باهاش چت میکردم براش میخوندم و براش میرقصیدم ولی متأسفانه اون باهام دعوا میکرد و سرم داد میکشید کم کم داشتم دیگه کم میاوردم تصمیم گرفتم خود کشی کنم تا اینو فهمید اومدم برام اینجوری کرد من احمقم فکر کردم برگشته و کلی خوشحال شدم ولی الان یک عمره که اینجوریم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
aynor
aynor

سلام...........شاید به داغی هوا........شاید به شیرینی شربت........شاید به مهربانی قاصدک........اگر پذیرا باشید

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

لطفا این متن را تاآخر بخوانید و سپس با فکر تصمیم بگیرید. دنیای مجازی چیست؟ روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم. مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم. در رستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم. یله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد: - عمو... میشه کمی پول به من بدی؟ فقط اونقدری که بتونم نون بخرم - نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست. - باشه برات می خرم صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیامهای زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم. صدای موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم. عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم بیارن؟ آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته. - باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟ غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم. گارسون پرسید که اگر او مزاحم است ،

محسن ملک
محسن ملک

آیا می دانید آب داغ زودتر از آب سرد یخ می زند؟

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

ازدواج مثل مستراح مى مونه اونایى که تو هستن میخوان بیان بیرون و اونایى که بیرون هستن این پا اون پا میکنن برن تو !

علي محمدي
علي محمدي
در دوره

ﻣﮕﺮ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﺑﺖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﮑﺴﺘﻨﺶ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ؟؟

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

زن دوم مثل انرژی هسته ایی میمونه، با اینکه حق مسلم آقايونه اما اجازه دستیابی بهشون داده نميشه، حتی در حد !

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

قل مراد تو مسابقه دو دوپینگ میکنه،‌ ازقضا آخر میشه! رفقاش میپرسن: بابا چرا آخر شدی؟‌ میگه: آخه نمیخواستم بهم مشکوک شن!

FiXeR
FiXeR

@گـلـپــری در چشم هایت جنگجویی مغول کمین کرده جرات نمی کنم دوستت نداشته باشم

این ارسال را بازنشر کرده است.