˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
لطفا این متن را تاآخر بخوانید و سپس با فکر تصمیم بگیرید. دنیای مجازی چیست؟ روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم. مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم. در رستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم. یله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد: - عمو... میشه کمی پول به من بدی؟ فقط اونقدری که بتونم نون بخرم - نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست. - باشه برات می خرم صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیامهای زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم. صدای موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم. عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم بیارن؟ آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته. - باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟ غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم. گارسون پرسید که اگر او مزاحم است ،
محسن ملک
آیا می دانید آب داغ زودتر از آب سرد یخ می زند؟
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
ازدواج مثل مستراح مى مونه اونایى که تو هستن میخوان بیان بیرون و اونایى که بیرون هستن این پا اون پا میکنن برن تو !
علي محمدي
ﻣﮕﺮ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﺑﺖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﮑﺴﺘﻨﺶ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ؟؟
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
قل مراد تو مسابقه دو دوپینگ میکنه، ازقضا آخر میشه! رفقاش میپرسن: بابا چرا آخر شدی؟ میگه: آخه نمیخواستم بهم مشکوک شن!
سلامممممممممممممممممممم تكراري
15 سال و 2 ماه و 13 روز و 19 ساعت و 30 دقيقه قبلخسته نشدي از تكرار مكررات . تنوع بده
همیشه خوش باشی
15 سال و 2 ماه و 13 روز و 19 ساعت و 27 دقيقه قبلممنون آريا جاااااااااااااااااااااااااااان
15 سال و 2 ماه و 13 روز و 19 ساعت و 25 دقيقه قبلنه چرا خسته ما همه مون دچار تکراریم ولی من قبول کردم این داستان و برای نبودش سعی میکنم و بیانش میکنم بقیه شاید نه
15 سال و 2 ماه و 13 روز و 19 ساعت و 17 دقيقه قبلجواب دندان شكني بود
15 سال و 2 ماه و 13 روز و 19 ساعت و 9 دقيقه قبلتكرار همه جايي شده
گاهي تغييرات كوچيك متنوعش ميكنه
خودمونو بايد گول بزنيم ديگه