دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

من بهترین نیستیم، اما به سوی بهترین ها پیش می روم... درباره »
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
زن
امتیاز: 3587.2

دنبال‌شدگان

(367 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(636 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

زلال که باشی سنگهای کف رودخانه ات را میبینند بر میدارند و نشانه میروند درست به سوی خودت......! این است رسم دنیای ما..........! اما تو زلال باش........!!!

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

@ßάßάk яєzάiє وقتش رسیده که پوست بندازی... این لباس کهنه رو که غبار تمام لحظات گذشته روش نشسته و سنگینی میکنه از تنت بیرون بیار و دوباره از نو شروع کن...

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

رو میبرد سمت لبش .. وجودش می سوخت و اشک توی چشمش جمع میشد .. بلد كه نبود ... فقط می خواست بگه منم

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

ســـــــــــلامتی سه یار: غــــــــــــــــــَم و فَــــــــــــــــندک و ســــــــــــــــــــــــیگار

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

چي شد که شدي ؟ يه شب بارون ميومد… خيلي تنها بودم . چي شد که ترک کردي؟ يه شب بارون ميومد… ديگه تنها نبودم ... چي شد الکلي شدي و سيگار رو دوباره شروع کردي؟ يه شب بارون ميومد… دوباره تنها شدم چي شد آوردنت اينجا، بستريت کردن؟ يه شب بارون ميومد… خيلي تنها بودم… تو خيابون ديدمش… ...!

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

تو آن‌ طرف می‌زنی حواست نیست این ‌طرف ‌ها مدام عمیق‌تر می‌شوند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

واژه به واژه،خط به خط.... نقش سراب میکشم ....نام تو را دوباره .....برصفحه آب میکشم..... نام تو محو میشود .....نام تو پاک.. میشود.. عشق.... شکست میخورد... عشق ....هلاک میشود...

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن... میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری... اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!! اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی: نه،هیچی

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

خدانگهدار همگي تون ................ باييييييييييييييييييييييييييييييي

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

در آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند , پرسید : فرزندم پس حوایت کو ؟! , اشکهایم را پاک کردم و به او گفتم: در آغوش آدم دیگریست..

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

وقت رفتنه . باييييييييييييييييييييييييييييييييييي

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

به همه ی اونایی که قول دادن بمونن ........... ولی عین سرشون رو انداختن پایین و رفتن......!!!

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

من هميشه ها واسم بوده و هست، اكه مال من نشدي قطعا نبودي . . .

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

اندکی بودن را به بگذرانیم.... چراکه ... سالها به ...... خواهیم .

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

نه به ديروزى كه بودى فكر مى كنم نه به فرداي كه شايد بياى، مى خواهم امروز را زندگى كنم، خواستى باش نخواستى نباش