دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

من بهترین نیستیم، اما به سوی بهترین ها پیش می روم... درباره »
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
زن
امتیاز: 3587.2

دنبال‌شدگان

(367 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(636 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

می خوام یه بزنم اسمش رو بذارم کانون فرهنگی اغوش #(بغلچی) بعد ملت بیان توش هی هم رو کنن!

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

لطفا این متن را تاآخر بخوانید و سپس با فکر تصمیم بگیرید. دنیای مجازی چیست؟ روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم. مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم. در رستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم. یله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد: - عمو... میشه کمی پول به من بدی؟ فقط اونقدری که بتونم نون بخرم - نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست. - باشه برات می خرم صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیامهای زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم. صدای موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم. عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم بیارن؟ آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته. - باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟ غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم. گارسون پرسید که اگر او مزاحم است ،

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

مجازی جائیه که در اون نمیشه چیزی رو لمس کرد. ولی هر چی که دوست داریم اونجا هست. رو اونجا ساختیم و شکل دنیا رو اونطوری که دوست داریم عوض کردیم.

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

ازدواج مثل مستراح مى مونه اونایى که تو هستن میخوان بیان بیرون و اونایى که بیرون هستن این پا اون پا میکنن برن تو !

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

به یارو میگن در و ببند هوای بیرون سرده! میگه: مثلا اگه من در و ببندم هوای بیرون گرم میشه؟!

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

به غضنفر میگن تا حالا لو رفتی ؟ میگه نه ، ردیف کن آخره هفته بریم !!!

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

زن دوم مثل انرژی هسته ایی میمونه، با اینکه حق مسلم آقايونه اما اجازه دستیابی بهشون داده نميشه، حتی در حد !

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

قل مراد تو مسابقه دو دوپینگ میکنه،‌ ازقضا آخر میشه! رفقاش میپرسن: بابا چرا آخر شدی؟‌ میگه: آخه نمیخواستم بهم مشکوک شن!

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

نه به روزهایی فکر میکنم که بودی و نه به فرداهایی که شاید بیایی...میخواهم را زندگی کنم ...خواستی باش، نخواستی نباش !!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

خدایا ، تو هم کم زرنگ نیستیا… همۀ معجزه هاتو همون موقع که امکانش وجود داشت ، رو کردی که کار به جاهایِ باریک نکشه… طبیعتاً درآوردنِ شتر از دلِ کوه یا اژدها از عصا ، خیلی راحت تر از درآوردنِ یه سرِ سوزن انسانیت از دلِ بعضی آدمایِ این دوره و زمونه ..

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

بعضی روزها هست که خیلی بیشتر از یه روز پیر میشیم...!

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

تو نیستی...... اما من برایت چای میریزم دیروز هم نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم...!! دوست داری بخند دوست داری گریه کن ...و یا دوست داری مثل ایینه مبهوت باش....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

سلامممممممممممممممممممممممممممممممممم ... صبح همگي بخيرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر . دختر خواهرم امروز يه روزشه

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

من برمممممممممممممممممممممممممممم كه تا بچه بدنيا نيومده برسمممممم ... بايييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي ... سعي ميكنم فردا عكسشو بذارم تو دنبالر