˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
اي پير زنده دل، از گذشت عمر افسرده مشو؛ هر چند زمانه نيز موي تو را سپيد كرده، اما هنوز نيروي عشق كه زاينده ي جواني است از دلت بيرون نرفته است.((گوته))
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
عشق مثل ساندویچیه که دو نفر از دو طرف شروع به خوردن میکنن...وقتی بهم میرسن که تموم شده..
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
وقتي زيادي به کسي بگي دوست دارم ....خيال ميکنه احساستو به حراج گذاشتي....تو حراجي هم چيز خوبي گير آدم نمياد...پس يه کم جلو اون زبونتو بگير..
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
روزی از روزها و شبی از شبها، خواهم افتاد و خواهم مُرد. اما می خواهم هر چه بیشتر بروم، تا هر چه دورتر بیفتم، تا هر چه دیرتر بیفتم . هر چه دیرتر و دورتر بمیرم. نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه، بیش از آنکه می توانستم بروم و بمانم، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین. (دکتر علی شریعتی)
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
گفتم ای جنگل پیر تازگی ها چه خبر ؟ پوزخندی زد و گفت : هیچ ... کابوس تبر !!!
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
می بخشمت ولی. . . بگو خدا حافظ به احساسم می بخشمت ولی. . . بگو که از اول تو مال من نبودی می بخشمت ولی. . . ...بدرود دنیای کنونی میبخشمت:فقط برو پی دنیایی که از اول دلت سرگرم همونجا بود مبخشمت:چون گندیدیو از دلم بریدمت.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
تنهائی ...
یعنی ...
یک نفر ...
خیلی کم است ...