˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
و میخندی حواست نیست ! من آروم می میرم... تو میرقصی ! و من عاشق شدن رو یاد می گیرم. چه جذابی، چه گیرایی ! چه بی منطق به چشمات میشه عادت کرد ! توی دستای تو باید، به سیگارم حسادت کرد ! منو پوک میزنی آروم، خرابم می کنی از سر ! رژ لب روی ته سیگار، تن من زیر خاکستر ! تنم میلرزه و میری، حواست نیست ! هوامو کام میگیری، حواست نیست ! حواسم هست و میمیرم، حواست نیست ! کنارت اوج میگیرم، حواست نیست ! تو میخندی، حواست نیست !
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
طی مطالعات انجام شده، مشخص شده که، درصورت اجرای طرح تفکیک جنسیتی، انسانها برای ادامه نسل خود نیاز به توانایی گردهافشانی دارند ...!
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
تو دندانپزشکی دکتر آمپول بی حسی رو خالی کرد تو لثه ام. بعد از یه ربع که بی حس شد میگه:خوب حالا پرش کنم؟! فکر کن من با دهن باز چطوری بهش گفتم نه پــــَ !
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
اي پير زنده دل، از گذشت عمر افسرده مشو؛ هر چند زمانه نيز موي تو را سپيد كرده، اما هنوز نيروي عشق كه زاينده ي جواني است از دلت بيرون نرفته است.((گوته))
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
عشق مثل ساندویچیه که دو نفر از دو طرف شروع به خوردن میکنن...وقتی بهم میرسن که تموم شده..
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
وقتي زيادي به کسي بگي دوست دارم ....خيال ميکنه احساستو به حراج گذاشتي....تو حراجي هم چيز خوبي گير آدم نمياد...پس يه کم جلو اون زبونتو بگير..
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
روزی از روزها و شبی از شبها، خواهم افتاد و خواهم مُرد. اما می خواهم هر چه بیشتر بروم، تا هر چه دورتر بیفتم، تا هر چه دیرتر بیفتم . هر چه دیرتر و دورتر بمیرم. نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه، بیش از آنکه می توانستم بروم و بمانم، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین. (دکتر علی شریعتی)
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
گفتم ای جنگل پیر تازگی ها چه خبر ؟ پوزخندی زد و گفت : هیچ ... کابوس تبر !!!
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
می بخشمت ولی. . . بگو خدا حافظ به احساسم می بخشمت ولی. . . بگو که از اول تو مال من نبودی می بخشمت ولی. . . ...بدرود دنیای کنونی میبخشمت:فقط برو پی دنیایی که از اول دلت سرگرم همونجا بود مبخشمت:چون گندیدیو از دلم بریدمت.