˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!! دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم! آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه من مي گفت: خدا دلش از دست آدما گرفته
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
هی تو وقتی دلت با من نیست بودنت مشکلی را حل نمی کنه !!!
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر تعلق دارد شاکی سختی ها دنیا نباش شاید تو بهترین بازیگر خدایی . . .!
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
برای کسی که میگوید صداش گرفته، سرش سنگینه و آبریزش بینی داره همینجوری الکی نسخه نپیچید شاید بغضی در گلویش ترکیده باشد
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
شبتون شیکــــــــــــــــــــــــــــ ... باییییییییییییییییییییییییییییییییی
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
هرگاه خواستی پروانه ای رابکشی اوراله نکن بالهایش رابچین خاطرات پروازاوراخواهدکشت
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
گیرم که از ديوار کوتاه دلم ساده ميپری با حصار بلند خيالم چه ميکنی؟
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
سوختم،باران بزن شايدتوخاموشم کنی/شايد امشب سوزش اين زخم ها راکم کنى/آه باران،من سراپاى وجودم آتش است/پس بزن باران بزن شايدتوخاموشم کنى
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
گاهی اوقات همینی که هستی را دوست دارم وگرنه بهتر از این را همه دوست دارند . . .
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
خسته ام ، خسته از روز های تکراری که بی صدا می آیند و می روند ، بدون لحظه ای درنگ ! خسته ام ، خسته از شالیزار هایی که دیگر بوی مهربانی نمی دهند . از ماهی هایی که به تنگ کوچکشان دلبسته اند . ...خسته ام ، خسته از نسیمی که بوی دلتنگی می دهد . خسته ام ....
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
مانده ام چگونه هنوز دست و پاهایت سالم است وقتی به ناگاه آنگونه سخت از چشمانم افتادی....