خـانـوم ِمیکروب ِصـورتـی...
توسط پیامک
داستان غریبی است زندگی، دستی که داس را برمیدارد، همان دستی است که گندم را کاشته بود.
خـانـوم ِمیکروب ِصـورتـی...
توسط پیامک
الهی من قربونت برم بابایی جونم :*
خـانـوم ِمیکروب ِصـورتـی...
توسط پیامک
چقدر بارون قشنگ ِبهاری تو شب آرامش بخش ِ, دوس داری بری تو حیاط بشینی زیر بارون و تا خود صبح با خدا حرف بزنی و درد و دل کنی تا آروم ِآروم بشی ..
خـانـوم ِمیکروب ِصـورتـی...
توسط پیامک
سر ســـفره چیزی نبود . . !
یــــخ درپارچ و پــــدر سرسفره . . n
هر دو آب شدن . . !
خـانـوم ِمیکروب ِصـورتـی...
توسط پیامک
پدران ما هرگز جمله عاشقانه ای به مادرانمان نگفتند
شعری از نیما و سهراب برایشان نخواندند
شعر کوچه را از بر نداشتند...
پس چگونه بود تا همیشه
در کنار هم ماندند و گذشتند از آرزوهایی ...
که ما نه به آن می رسیم و نه از آن می گذریم
حتی به بهای گذشتن از "هم"...
خوندم اونجارو
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 31 دقيقه قبلبا سلام منم نمیتونم بهت کمکی بکنم
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 4 دقيقه قبلكوفت

12 سال و 10 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 28 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 5 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 3 دقيقه قبل