پرودگارا، بر علی بن موسی الرضای برگزیده درود و رحمت فرست . آن پیشوای پارسا و منزه و حجت تو بر هر که روی زمین و زیر خاک است. بر آن صدیق شهید درود و رحمت فراوان فرست، درودی کامل و بالنده و از پی هم و پیاپی و پی در پی، همچون برترین و درود و رحمتی که بر هریک از اولیائت فرستادی.
متاسفانه هالیوود دیگه گندشو دراورده علنی دیگه ماسون ها را به نمایش می زاره : من که تو خط جمع کردن فیلم بودم دیگه از این تاریخ به هیچ وجه دنبالش نمی رم . واقعا برای این ادم های بی شعور متاسفم.
پسر جلوی در خونه دختر: ساعت ۸
پسر جلوی در خونه دختر: ساعت ۸/۳۰
نیمخوای بیای عزیم؟
الان میام دارم بند کفشمو می بندم!!
پسر جلوی در خونه دختر: ساعت ۹
پسر جلوی در خونه دختر: ساعت ۹/۳۰
هنوز بند کفشتو نبستی؟؟
ااااااَه چقد زنگ میزنی اومدم دیگه!!
پسر جلوی در خونه دختر: ساعت ۱۰
پسر جلوی در خونه دختر: ساعت ۱۰/۲۰
پسر: میخوای دیگه نریم؟
دختر: از اولشم نمیخواستی بیای اگه دوس نداری نیا من تنها میرم!
.
.
تو مهمونی: خدا نکنه یه دختر باشه احساس کنه از خودش بهتره
تو دیگه باید تا آخر فقط ذل بزنی تو دیوار
.
.
موقع برگشتنم که نه باهات حرف میزنه نه جوابتو میده فقط از پنجره ماشین بیرونو نگاه میکنه!!!
حتما میپرسی چرااااا؟!!
چون ۱۰۰٪ تو تو مهمونی یه کاری کردی یا یه حرفی زدی که نباید میزدی. چند درصد؟ ۱00٪
@✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖ سوار مترو شدم، رفتم تو، قسمت آقایون پیش یه آقاپسر نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم شونم درد میکنه فهمیدم پسره کناریم میخواسته بیدارم کنه هی زده رو شونم چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، مردم هم همه بودن دیگه پسره گفت : ببخشید خانم 5 بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم. برای اینکه ضایع نشمکه مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم، پسره بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود 10 دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد!
خانه ی مـــا پـُــر از پنجره استـــــ ... امـــّــــا هر پنجره ای پنجره فولاد نمی شــود ... [السلام ُ علیکـــ یا علــی بن موســــی الرضا (علیه السلام) ]
#کوچیک ک بودم یروز بابام یجایی دیده بود یه جوجه گنجیشک نوزاد افتاده اووردش واسه من..منم مثه مامانش ازش مراقبت کردم غذا میذاشتم دهنش ..بزرگ شد اما بجز پَرای ریز فقط دوتا پر به دمش بود..اسمشو گذاشته بودم #جوجه-فُکُلی ..بدون اون هیجیا نمیرفتم..بعد یروز پاشدم صبونه بهش تخم مرغ اب پز دادم بعد داشت بازی میکرد یهو خیلی الکی افتاد مرد..منو که دیگه نگو ..انقد عزاداری کردم..تا چنماه ولی اسمش میومد گریه میکردم..واسش اگهی ترحیمم درس کردم نقاشیشو عین خودش با همون دوتا پر بدمُش کشیدم تو اگهی ترحیمش چسبوندم تو اتاقم..چنبارم دلم براش تنگ شد نبش قبرش کردم...خلاصه..ازون موقه به بعد مامانم اجازه نمیده بابام پرنده بیاره تو خونه
@ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺ عاقبت یه جایی, یه وقتی, بقول شازده کوچولو: "دلتـــــــ اهلی یه نفر میشود!....." و دلت برای نوازشهایش تنگ میشود; حتی برای نوازش نکردنش! ....تو میمانی و دلتنگیها, تو میمانی و قلبی که لحظه های دیدار تندتر میتپد. سراسیمه میشوی, بی دست و پا میشوی, دلتنگ میشوی, دلواپس میشوی, دلبسته میشوی; و میفهمی!
@غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر... شازده کوچولو می گفت : گل من گاهـــــی بداخلاق و کـــــم حوصله و مغرور بود... امـــــا... ماندنــــــی بود . این بودنش بود که او را تبـــــدیل به گـــــل من کرده...!
زرینتاج
12 سال و 11 ماه و 22 روز و 19 ساعت و 22 دقيقه قبلوای که آدم اگر عاشق شود دل از همه شوید،دست به گریبان شود
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 3 ساعت و 34 دقيقه قبل