آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم ** خاک میبوسم و عذر قدمش میخواهم
من نه آنم که ز جور تو بنالم حاشا ** بنده معتقد و چاکر دولتخواهم
بستهام در خم گیسوی تو امید دراز ** آن مبادا که کند دست طلب کوتاهم
ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است ** ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم
پیر میخانه سحر جام جهان بینم داد ** و اندر آن آینه از حسن تو کرد آگاهم
صوفی صومعه عالم قدسم لیکن ** حالیا دیر مغان است حوالت گاهم
با من راه نشین خیز و سوی میکده آی ** تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم
مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود ** آه اگر دامن حسن تو بگیرد آهم
خوشم آمد که سحر خسرو خاور میگفت ** با همه پادشهی بنده تورانشاهم
تشکر و قدر دانی از پدر و مادر ..لذت بخش ترین حس دنیاست وقتی پروژه ای که یکسال به سختی روش کار کردی به پدر و مادرت تقدیم کنی..انگار تموم خستگی هام یکجا رفت