کدامین چشمه سمی شد که آب از آب می ترسد ؟که حتی ذهن ماهیگیر , از قلاب می ترسد ؟ گرفته دامن شب راغباری آنچنان بر هم که پلک از چشم , چشم از پلک و پلک از خواب می ترسد !
سلام...امیدوارم از دل نوشته هام لذت ببرین... معمولا رسمه که پست اول سلام باشه و معرفی , من اولین پستم رو به شعری از حضرت حافظ مزین میکنم ... سلامی چو بوی خوش آشنایی ooo بدان مردم دیده ی روشنایی ...درودی چو نور دل پارسایان ooo بدان شمع خلوتگه پارسایی ... "ارکیده"
@^`~اقاقیا( پاییز) ~`^ : از كلماتي كه زندگي شان ، در وسط آب مي گذشت. فرصت ما زير ابرهاي مناسب مثل تن گيج يك كبوتر ناگاه حجم خوشي داشت. نصفه شب بود، از تلاطم ميوه طرح درختان عجيب شد. رشته مرطوب خواب ما به هدر رفت. بعد دست در آغاز جسم آب تني كرد. بعد در احشاي خيس نارون باغ صبح شد.
یکی هست که با ادبِ یکی هست که خیلـــــــــــــــــی خانومه.. یکی هست که تا حالا ندیدم تندی کنه .. یکی هست که از بالا به کسی نگاه نمی کنه.. یکی هست که کنارته..یکی هست که تنهات نمی ذاره.. یکی هست که با معرفتِ حتی اگه منِ بی معرفت گاهی کنارش نباشم ...
دیگه ﺣﺮﻑ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺩﺭﺩﻩ.
13 سال و 4 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 45 دقيقه قبل