†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
امشب غم ها برایم مهمانی گرفته اند و من میخواهم بترکانم همه ی بغض هایم را …
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دنیا دنیای ریاضی ست وقتی عشق را تقسیم کردند و تو خارج قسمت من شدی …
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دل من همانند اتوبوس های شهر شده ! غصه ها سوار میشوند فشرده به روی هم و من راننده ام که فریاد میزنم : دیگر سوار نشوید !!! جا نیست …
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
کنج گلویم قبرستانیست پر از احساس هایی که زنده به گور شده اند به نام بغض !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
گاهی اوقات دلم میخواهد خرمایی بخورم و برای خود فاتحه ای بفرستم ؛ شادیش ارزانی کسانی که رفتنم را لحظه شماری میکردند !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
گنجشک را تکه نانی زنده نگه میداشت .... عاشق را تکه دلی !! اما دریغ کردند رهگذران ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
وقتی همه در سینه کبوتر داریم /درب قفس گرگ چرا باز شود
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هیچ هم برای خودش عالمی دارد … وقتی “همه” هایت هیچ میشوند ؛ آن وقت “هیچ” برایت یک دنیاست …
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ببین با من چه کرده اند که تنها درد ، شفای درد من است …
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خواستم چشم هایش را از پشت بگیرمــــــــ.....!!! دیدم طاقتـــــــ اسم هایی که میگوید را ندارمــــــ...
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 21 ساعت و 11 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 18 روز و 1 ساعت و 57 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 14 روز و 9 ساعت و 16 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 15 ساعت و 17 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 17 ساعت و 6 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!