†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اگر باور کنی یا نه
هنوز آغاز باران است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
و اصلاً ماه یعنی تو
و اصلاً کوچه یعنی من
چه شریانی
چه جریانی
چه گرمایی
چه ژرفایی!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اتفاق مهمی نیفتاده نازنین! یکی که همیشه می باخته این بار هم باخته... !!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بعضي بغضهاشکستني نيستند, فروخوردني هم نيستند, براي بريدن نفس ميايند, نميروند . . .
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آدم ها لالت می كنند... بعد هی می پرسند چرا حرف نمی زنی؟؟!!! این خنده دار ترین نمایشنامه دنیاست....
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بارالها، طراوتا، نورا ! آنکه روحش کلید باران است سر راهم قرار ده او را.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
عشق، هر شب خاطراتش را بازخوانی میکند در خندههای تو.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
پای نان وقتی وسط باشد حرف باران را کسی دیگر نمیفهمد از الفبا، انتظار شعر بارانی غلط باشد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زیبای با شکوه! غمگین پُر غرور! درکت نمیکنند و ترا ترک میکنند.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
جای پرنده را صدها هزار پنجره هم پُر نمیکند.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هر صبح میبینمت ای کوه تنها تو بودی که درین سی سال روحت نلرزید و دل و دینت تنها تو و تنهاییات - ای کوه!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خــــدا پــــرسیــــد: میخــــوری یــا میبــــری؟ مــــن گفتــــم میخــــورم چــــه مـــی دونستــــم لــــذت هـــا رو میبـــرنــد حســــرت هــا رو میخـــورند
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
پلان اول: بیا جلو!لبخند بزن! و با نشانه رفاقت دست بده! و چند سال بعد.... پلان آخر: رد پا ، کوچه و آسمانی که همیشه بی موقع گریه اش می گیرد!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
لرز میکند کلام هرز میرود سلام ؛ امشب، آخر کلافگی است.
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 2 ساعت و 26 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 14 ساعت و 31 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 20 ساعت و 32 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 22 ساعت و 21 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!