دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

من‌ام زنی که آینه همه چیزش را می‌داند... درباره »
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زن - مجرد
امتیاز: 3232

دنبال‌شدگان

(412 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(466 کاربر)

گروه‌ها

(121 گروه)

بازدید

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

روزهــاست شکستــه امــ... امــآ امروز شنیدم صدایش را ...

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

چه میـــداند شــــعر , نبودنــت را.. چـــه میدانـــد....

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

اگر میخواست برود که میرفت... آمدن و رفتنش این پاو آن پا کردنش برای این است که میخواهد بماند...! ... به سر و روی دلت دستی بکش

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

می گوید ما با هم تفاهم نداشتیم . . . ؟ ما هر دو عاشق بودیم؛ من عاشـــــقِ "او" او هم عاشقِ "او" !!!

عدنان
عدنان

یک دختر، که اسمش را کاری نداریم به چراغ قرمز عابر پیاده رسید و ایستاد و منتظر ماند و نرفت مردانی، که به سطح تحصیلاتشان کاری نداریم از کنار دختر، که لباسش در قصه ما نقشی ندارد به خیابانی، که تعداد ماشین هایش را بیخیال می شویم وارد می شدند و چراغ قرمز بود و ترافیک بود و کسی نمی ایستاد یک انگشت توهین آمیز چند آرنج خشن چند صد کلمه‌ی تحقیر کننده با پیکر دختر برخورد کرد از میهنی، که اسمش را نمی بریم از مردمی، که نامهایشان را فراموش می کنیم از دینی، که نقشش را در این حادثه انکار می کنیم دخترک بیزار بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

پاهایمــ پــر از تاول هاییســـت که که خیـابــان خاطــراتت مــرا اسیــرش کــرد

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

این بود زندگی...؟؟! خدایا، تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم، یکی از آن گریه های شیرین کودکی ام را پس بده...

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

کــــــــوه با نخستین سنگ‌ ها آغــــــــاز می‌شود و انســــــــان... با نخــــــــستین درد... در مــــــــن زندانی ستمگرے بود که به آواز زنجیرش خــــــــو نمی کرد مــــــــن ... با نخستین نــــــــگاه تــــــــو... آغــــــــاز شــــــــدم...

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

مــے دآنــے ؟! / بـعضـے هــآ / رآ ـهَــر چـقــَـدر بـخوآنــے ... خَستــــﮧ نمــے شـَوے ! / بـعضـے هـآ / رآ ـهَــر چـقــدر گــوش دَهـے ... عـآدَتـــ نمــے شَونـــد ! / بـعضـے هــآ / ـهَـرچـــﮧ تـکرآر شَــوَنـد ... بـآز بـِکـرنـَد و دَستـــ نـَخورده ! / بـعضـے هــآ / بــے نَهــآیـَتـَـند !

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

"حرفــِ کَمــے نیستــ وقتی کسی بـآشد که " تــو " را آنگونه دوستــ بدارَد کــه مـے خواهی ...."

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

در نگــاهت چیزیست که نمیدانم چیست ! مثل آرامش بعد از یک غم.. مثل پیدا شدن یک لبخند.. مثل بوی نم بعد از باران.. در نگــاهت چیزیست که نمیدانم چیست !

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

نـیـسـتـے و ایـن حـرف هـآےِ نـگـفـتـہامـ بـہ تـو، مـےشـود غـَمـ مـےشـود بـُغـض لابـہ لایِ واژه هـآیـمـ . . .

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

مـے خـوآهــَمــ غـَرقــ شـَوَمـ دَر مــِهـر و مـُحِبـَتـ هـآیـَتـ...

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

@✿°๐مـﮩﭟـاب๐°✿ درد دارد... وقتی فقط می شود از دور تو را بوسید در آغوش کشید بویید عاشقت بود اینها همه خوبند...ولی درد دارند

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

روزگـــارلعنـــــتی!! هـــر"سازی"زدی رقصــــیدم!! بــی انـــصاف یــک بارهم تـــو،بــه"ســاز"مـن برقص!!! ببـــــین دلـــم چــه"شــوری"می زند...!!!