دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

من‌ام زنی که آینه همه چیزش را می‌داند... درباره »
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زن - مجرد
امتیاز: 3232

دنبال‌شدگان

(412 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(466 کاربر)

گروه‌ها

(121 گروه)

بازدید

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!

رضا جون
رضا جون

یه جایی خوندم که باید یه سنگ بندازی تو رابطت تا ببینی چقد عمیقه … هیچی دیگه منم انداختم … یعنی عمق سینک ظرفشویی از عمق رابطمون بیشتره !

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

تقویم، مرور خون دل خوردن ماست تقدیر، قسم خورده ی پژمردن ماست مثل گل زعفران که در آبان ماه... خندیدن ما برابر مردن ماست

ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی
ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی

امید یعنی آرزو کنیم چیزی اتفاق بیفتد ایمان یعنی یقین داریم چیزی اتفاق خواهد افتاد شجاعت یعنی اینکه باعث شویم چیزی اتفاق بیفتد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

سایه ها بریده اند خاطرات پابه پای سر رسیدها، رسیده اند

Behrooz
Behrooz

واسه رفعِ دردِ زخمِ قلبِ خستم ، دستِ سردُ نحستو بردار از تو دستم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
مصطفی
مصطفی

زنـــده ام مــثِ رود که یــه روزی زنــده بـــود ...!.

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

با دست ها دریغ با واژه ها ملال افتاده ایم در شب اندوه بی زوال

rezaey......یا حسین
06127985014229330380.jpg rezaey......یا حسین

چه رازیست درپس حصار این فاصله ها که اینگونه مرا دلتنگ دیدار تو میکند!

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

غم خویش من است؛ بیشتر می آید شادی با توست؛ مختصر می آید می ریزم تنهایی را در کلمات از شعر جز این چه کار بر می آید؟

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

@dorzan در عشق باید درد دوری کشید غم یار خورد ترس رقیب داشت و زیر بار این‌همه له شد؛ خوشه‌ی دست‌نخورده‌ی انگور زیباست اما مست نمی‌کند.

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

زنها چپ چپ نگاهم می‌کنند و رخت می‌شویند رخت می‌شویند و چپ چپ نگاهم می‌کنند که دلم آفتاب و بند رخت ندارد…

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

حالا که آمده‌ای از گذشته نپرس در روز آفتابی از برف سنگین شب قبل چه می‌ماند؟

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

عشق ما گوزن بود بزرگ و قوی اما چیزهای قوی‌تری هم وجود داشت مثل قطار که تو را با خود برد و از گوزن لاشه‌ای روی ریلها باقی گذاشت.

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

اتاق ِ متروک عکسی از سالیان دور دوستان کنار هم