†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
می بینی ؟؟؟ . . . چه در همیم و تنهـــــــــــــــــــا ؟
بازی با کلمات و دِل واژه ...
رج به رج کلاف آرزوهایم را با خیال تو می بافم ....
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
میگویند باران که میزند بوی “خاک” بلند می شود … اما اینجا باران که میزند بوی “خاطره ها” بلند میشود !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ستــــاره ها نـــهفتم
در آســــــــــمان ابــــری
دلــــــــــم گرفته ای دوســــــت...
هــــــــــــــوای گـــــــــریه با مــــــن
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هر کس روشنی دهد، عاقبتش دار است!!! سقف خانه را ببین... اعدام دسته جمعی چراغ هاست!!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو بگو من کجای زندگیت بودم که منو نمیبینی...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
از حقیقت های زندگی سرشارم و از تلخی لبریز!!!
کاش، یا حقایق زندگی ام کم بود...
یا...
حقیقت کمی شیرین!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حوا سیب خورد
از بهشت راندیش
خدابا چه کنم که مرا هم از زمینت برانی؟
خستم از قلب سنگی آدمات
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 6 ساعت و 26 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 18 ساعت و 31 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 32 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 2 ساعت و 21 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!