†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مدتهاست چتـــــر منطق را بر ســـــر گرفتــــــه ام! تا باران "عشـــــق" را تجربـــــه نکنم! دیگر توان مقابلـــــه با تب و لرز برایـــــم باقی نمانــــده است!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
و اگر بدانی از درون قلب ها از درون قلبهای یخ زده نفرت میبارد لبخند ها روی لبشان است و .... خیانت ها در وجودشان !! دوست دارم ها جایی همین اطراف دور .. به دست فراموشی خاک شده است
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نبودنت برهنگيست...
براي سينه اي كه عادت داشت هر روز..
تو را بر تن كند.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بــرگــرد کــه ســرم را بــردارم از شــانــه ام و بگــذارم در چــارخــانــه ی پیــراھنــت بخــوابــد . . .
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
واژه، باران می تواند بود و خاکستر شیشهها را با غبار خود نرنجانید
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اول این شعر،
دلتنگم، خرابم، خستهام، داغم
آخر این شعر...
(غیر از نقطه چین حرفی نمیماند).
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شانه هایم سنگین
چشم هایم سرشار
اشک باید بشود دست به کار
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
از نسیمی گردبادی می شود آغاز جنگلی را گاه یک کبریت... عشق گاهی بند ِ یک خنده است
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 6 ساعت و 26 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 11 ساعت و 12 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 18 ساعت و 31 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 32 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 2 ساعت و 21 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!