@†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk -----هوس کرده ام که تو باشی.... من باشم و هیچکس نباشد.... آنگاه داغ ترین آغوشها را از تنت و شیرین ترین بوسه ها را از لبانت بیرون میکشیدم به تلافی تمام روزهایی که میخواهمت و نیستی....
این دل نوشته ها . . . نه ... نه ... ببخــــشــــــید! اين درد نوشت ها . . . نه دلنشين اند نه زيــبا ، اينها يک مشت حــرف زخــــم خورده ي بـغـض دارند که نشاني دردنـــــــــاک ،.............
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 22 ساعت و 33 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 3 ساعت و 20 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 10 ساعت و 38 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 16 ساعت و 39 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 18 ساعت و 28 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!