†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هَر جا دِلت میخواهَد بُرو...
گفتم از عاشِق شُدن میتَرسَم
گفتی مَن فَرق دارَم...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یکی بودی برام که رفتی ... میدانم چگونه با حسرت نبودنت تا کنم... فقط برایم بنویس هنوز میخندی...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خدایا... سیب که شیرین است سهل! تو بگو، زهر! هرچه که باشد... بیار، با تمام وجود ﻣﮯ بلعم... تو فقط مرا از این دنیا بنداز بیرون...!
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 11 ساعت و 29 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 16 ساعت و 15 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 23 ساعت و 34 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 5 ساعت و 35 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 7 ساعت و 24 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!