دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

من‌ام زنی که آینه همه چیزش را می‌داند... درباره »
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زن - مجرد
امتیاز: 3232

دنبال‌شدگان

(412 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(466 کاربر)

گروه‌ها

(121 گروه)

بازدید

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

تنهایی و رسوایی.. بی مهری و آزار ای عشق.. ببین من چه کشیدم.. تو چه کردی؟؟

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

تاهمینجا که آمدی کا[!]ت توکه دورزدن راخوب بلدی ازهمین جا راهت را کج کن

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

@ی لبخند : ) ترک برداشت..!! دلم را میگویم.. بس که در مسیر دوستی سرد و گرم شد..

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

می بینی...تک پرم نماندی!! خیالی نیست!! دیگری پرپرت میکند...

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

بود... دیگر هرگز نخواهد بود... به خاطر بسپار...

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

موهایش سفید شد کودکی که یواشکی دفتر خاطراتم را خوانده بود!

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

اینقدر خودت رو نگیر...! اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن...! وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد... فکر نکن که فوق العاده ای!!! شاید اون کم توقعه...

✘   farHad    ✘
92126367059899090749.jpg ✘ farHad ✘
در میکده

مجبوری مانند رفتار کنی همانند کار کنی شبیه به نظر برسی مثل فکر کنی خدا قوت پیشاپیش ُ بر همه بانوان نازنین مبارک ♥

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Mr.SileNce
Mr.SileNce

اشک هاتو کی می شماره وقتی که، دست های من از گونه هات دوره ؟!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در خدا

راستی خدا دلم فردا هوای امروز را می کند ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

تنهایی چیزهای زیادی به انسان می‌آموزد... اما تو نرو بگذار من نادان بمانم !...

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

خسته ام از تظاهر به ایستادگی از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....! اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم..... میخواهم لج کنم، با خودم، با تو، با همه ی دنیا....!

یک آقایِ مثلا نویسنده
یک آقایِ مثلا نویسنده

سفره ی پهن است،چند لحظه ای من باش،می خواهم امشب را در تو ببینم . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.