†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تنهایی و رسوایی.. بی مهری و آزار ای عشق.. ببین من چه کشیدم.. تو چه کردی؟؟
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تاهمینجا که آمدی کا[!]ت توکه دورزدن راخوب بلدی ازهمین جا راهت را کج کن
بازی با کلمات و دِل واژه ...
می بینی...تک پرم نماندی!! خیالی نیست!! دیگری پرپرت میکند...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بود... دیگر هرگز نخواهد بود... به خاطر بسپار...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
موهایش سفید شد
کودکی که یواشکی دفتر خاطراتم را خوانده بود!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اینقدر خودت رو نگیر...! اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن...! وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد... فکر نکن که فوق العاده ای!!! شاید اون کم توقعه...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تنهایی چیزهای زیادی به انسان میآموزد... اما تو نرو بگذار من نادان بمانم !...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خسته ام از تظاهر به ایستادگی از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....! اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم..... میخواهم لج کنم، با خودم، با تو، با همه ی دنیا....!
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 12 ساعت و 14 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 17 ساعت و 1 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 14 روز و 19 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 6 ساعت و 20 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 8 ساعت و 9 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!