†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آﺷﻮﺏ...!!!!!!!! هﻤﺎﻥ ﺣﺴﯽ ﮎ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻟﺒﺎﻥ ﺗﻮ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﺩﺍﺭﻡـ
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ﭼﻘﺪﺭ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﻨﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ... ﻋﺸﻖ ﺑﺮﺍﯾﯽ ﯾﮑﯽ ﺩﻟﮕﺮﻣﯽ... ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
فردا برای دلجویی دیر است.
امروز زخم نزن...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
با تنهایى انس گرفته ام.. دوست خوبى است. دلم رانمى شکند.. دروغ نمى گوید.. خیانت نمى کند از همه مهم تر این که هیچ گاه ترکم نمى کند..
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بگذار بگویند مغرور است... سرد است..
مدت هاست که درختچه بی تفاوتی هایم را روی طاقچه عادت جا گذاشته ام...
و از دور نگاهم به دست زمانه ای است که این گیاه چندساله را سبزتر میکند...
بگذار هرچه میخواهند بگویند...
جای من همینجاست... کنار درختچه بی تفاوتی ها...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یکی باش برای یه نفر... نه خاطره ای مبهم در ذهن صدها نفر...
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 12 ساعت و 58 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 17 ساعت و 44 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 14 روز و 1 ساعت و 3 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 7 ساعت و 4 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 8 ساعت و 53 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!