†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
يـــعــــنـــي ميـــشـــود روزي کــــــه..........تمام شود نبودتـــــــــــ
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تاريکي اتاقــم شکــسته مي شود با نوري ضعيــف ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نگاهت درد دارد.. عجیب درد می کند... ان نگاه.... و من این را می فهمم....
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آهای تنهایی! تو تاوان کدام خطای منی ؟ خسته شدم بس که فقط برای تو حرف زدم! من قلبی میخواهم به وسعت خودم! که تلمبار کنم خودم را در او ! شاید آرام بگیرد دل تنهایم...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نه میگم بی خیال!...نه میگم خوش باش...
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 10 ساعت و 42 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 15 ساعت و 28 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 22 ساعت و 47 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 4 ساعت و 48 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 6 ساعت و 37 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!