†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مرور خاطراتت برایم سنگین است، آنقدر ناخوش میشوم که حتی... بارانی که مرا یاد تو بیاندازد را به آتش میکشم...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
" به سادگی " رفت!!! " به سادگی " بخشیدم!!! حالا مانده ام چگونه بدون او " به سادگی " زندگی کنم!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مست شد... خواست که ساغر شکند! عهد شکست... فرق پیمانه و پیمان ز کجا داند، مست...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زندگی در اعماق عادت ها هیچ فرقی با مرگ ندارد تو مرده ای، فقط معنای مرگ را نمی دانی!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
پس از مرگ حوا ؛ آدم گفت : هرجا که او بود بهشت بود! خاطرات آدم و حوا
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
فصل عوض میشود جای آلو را خرمالو میگیرد جای دلتنگی را دلتنگی!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات روی میزت راه می دهی؟ می شود وقتی می نویسی دست چپت توی دست من باشد؟ اگر خوابم برد موقع رفتن جا نگذاری مرا روی میز! از دلتنگیت میمیرم
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 9 ساعت و 4 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 13 ساعت و 50 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 21 ساعت و 9 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 3 ساعت و 10 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 4 ساعت و 59 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!