†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تن محنت کشی دیرم خدایا /دل حسرت کشی دیرم خدایا
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دلی دیرم خریدار محبت /کز او گرم است بازار محبت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
با قلب تو نزدیک است آسان مگذر بر آنها چنگ درانداز آنچنان که بر زندگی خویش که بی حضور آنان زندگی مفهوم خود را از دست میدهد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
افسانه بود معنی دیدار، که دادند/ در پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هیچ
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن/ یا به تو واگذارم این جسم به خون تپیده را
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نفسم سوزِ عجیبی دارد...از سرمای تاریک دلم ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یا که به راه آرم این صید دل رمیده را/ یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
يـاران بموافقت چو دیــدار کـنید/ بـاید کــه ز دوست یـاد بسیار کنید
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نیکنامی نباشد، از ره عجب/ خنگ آز و هوس همی راندن
بازی با کلمات و دِل واژه ...
کوچه های تنهایی را بی تو طی می کنم ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مرحمت فرما، ز ويراني عمارت کن مرا /در خرابيهاست، چون چشم بتان، تعمير من
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
موج بيپرواي درياي حقيقت کن مرا/ خانهآرايي نميآيد ز من همچون حباب
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دارم از صدای شکستنهام سیر میشم...
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 14 ساعت و 39 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 21 ساعت و 57 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 3 ساعت و 58 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 5 ساعت و 47 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!