@سعیده رنگ جوجه ها را عوض می کنیم تا فرزندانمان برای بازی با جوجه رنگی فریب زیباییشان را بخورند شاید می خواهیم به آنها بیاموزیم برای فریب دادن و بازیچه کردن باید رنگ را عوض کنیم...!!!!!!!
نظر شما چیست ؟ اعتماد, هیچ یدکی ندارد,. وقتی از بین رفت, احتمالا دیگر نمتوانید آنرا برگردانید, و اگر هم بتوانید, هرگز مثل اولش نخواهد شد! و این یک حقیقت است!
به خانه می رفت با کیف و با کلاهی که بر هوا بود چیزی دزدیدی؟ پدرش گفت.. دعوا کردی باز؟ مادرش پرسید.. وبرادرش کیفش را زیر و رو می کرد در پی آن چیز که در دل پنهان کرده بود.. تنها مادر بزرگش دیده بود شاخه گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش و خندیده بود......
خرد تا به زنان میرسد نامش مکر میشود مکر تا به مردان میرسد نام عقل میگیرد درخواست توجه تا به زنان میرسد نامش حسادت میشود وحسادت تا به مردان میرسد می شود غیرت
من غیرت داشتم...
آتیشی توی وجودم به پا شد از کار خودم...
ولی دوستم گفت اون کی تو میشه؟؟؟
ولی به نظر من همه دخترای ایران زمین ناموس من هستن و ....
من اشتباه رفتم آخر ماجرا را...
کاری که تونستم بکنم فقط عصبی بشم...
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 21 ساعت و 57 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 3 ساعت و 58 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 5 ساعت و 47 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!