†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خدایا . . همش گفتیم "راضی ایم به رضای تو" این یه بار تو رضایت بده به رضای ما . . تقاضای زیادیه ؟
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یا باش یا برو ...نمی خواهم از دور مراقبم باشی...و از دور دوسم بداری... و من تو لحظاتم حست نکنم...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
من و تو از تبار بي کسانيم / در اين غوغا چه کس را کس بدانيم کسي نشنيد فرياد کمک را / کمک کن
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دل من یه روز به دریا زد و رفت/ پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شکسته ام!! میفهمی؟ به انتهای بودنم رسیده ام... اما اشک نمیریزم... پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تنهایـــ ــی یعنـــ ــی هزاران سه نقطه ایـــ ـــ که در حضورتــــ ـــ میگذارمــــ ــ و هیچ کدامشـــ ـــ را نمیفهمیــــ
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
پرواز مى خواهم...! ! ! اما... پر و بال نه!!! ... يک تکه طناب کافيست براى پريدن!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خالی ام.... حرفی نیست..... حرفم این است........ خالی چطور این قدر "درد"می کند.....!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شاید بزرگترین اشتباه خداوند این بود که روی جعبه هایمان ننوشتـــــــــ : " در آغوش گرم نگهـــداری شود"
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نکرده اشک منت رفع سوء ظن . چه کنم ؟/ تو بد گمانی و ما را جز این گواهی نیست .
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
روی زمــیــنــی زنـدگـی مـی کــنــیــم کهـ خــودش رو " جــــو " گرفتهـ ! دیگهــ تــکـلـیـفــ آدمـــاش مــعــلـومهــ ....!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هر کاری که می کنیم بی سرانجام است لعنت هر راهی که می رویم منتهی به دام است لعنت برسردر عشق و دوستی باید حک کرد بر هر چی رفیق بی مرام است لعنت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن داد /خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خدایا میوه ی ممنوعه ی این زمین خاکی روی کدام درخت در انتظار دندان های حریص من است؟ هوس کرده ام از زمین اخراجم کنی!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ثوابت باشد ای دارای خرمن/اگر رحمی کنی بر خوشه چینی
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 10 ساعت و 44 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 15 ساعت و 30 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 22 ساعت و 49 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 4 ساعت و 50 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 6 ساعت و 39 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!