†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در خــيــالــم بــا خــيــالــت بــي خيــال عــالــمــم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
کنــج دلــم بيــکار نشــين !.. بــــرو بــالا .. رو مُــــخَــمَم کــار کــــن !!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دارم از تــو حــرف مي زنــم امــــا روحــت هم از نوشــــته هــايم خبــر نــدارد ايــــرادي نــــدارد يــاد تــو به نوشتــــه هــايم رنــگ مي دهــد شــايــد ديگــري بخــــواند و آرام گيــــرد ذهــــن پريشــــانش... !!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دنيا ديدی و هر چه ديدی هيچ است /و آن نيز که گفتی و شنيدی هيچ است
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هر چه دلم را خالی می کنم، باز پر می شود از تنهایی!...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نگاهِ من هر جا به جست و جوی تو ...اما قلبم در اسارت روی تو...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من؟!به مرگ آرزوها عادت دارم ...به بی وفایی ها عادت دارم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
موج بيپرواي درياي حقيقت کن مرا/ خانهآرايي نميآيد ز من همچون حباب
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یا که به راه آرم این صید دل رمیده را/ یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
بازی با کلمات و دِل واژه ...
از رویای خیسم بشنو...که بر سرنوشت تلخ من سایه انداخته...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دی پیر مغان، آتش صحبت افروخت /ایمان مرا دید و دلش بر من سوخت
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 8 ساعت و 57 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 13 ساعت و 44 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 21 ساعت و 3 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 3 ساعت و 4 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 4 ساعت و 53 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!