†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حوصله ات كه سر ميرود با دلم بازي نكن..........!
من در بي حوصلگي هايم با تو زندگي كردم........
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زندگی میگفت از هر چیز مقداری باقی می ماند … دانه های قهوه در شیشه ، چند سیگار در پاکت و کمی درد در آدمی !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نه كســی برای من " تــــــو " می شود نه تو برای من " كـــــــس " ..، مـــی بوسـم می گذارم ات لایِ خاطرات ؛ مــجـنون می شدم اگر یك " لــــی " از لــیـلـی ات لـنگِ دیگری نبود ..!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ملکت دلدادگی از دولت عاقل جداست/این قبا را ازجنون کردند بر بالای دل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
درود راه جــــــویــــــــــــــــان را سلامیم/پیام رهنمـــــــــایــــــان رادرودیم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
روزی آخر،رخت از پرده عیان خواهم کرد/خلق را در تو به حیرت نگران خواهم کرد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اینجا زمین !!
جایی است که وقتی زانو هایت را از شدت تنهایی بغل گرفته ای ..
به جای همدردی برایت پول خورد می اندازند...!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خاطراتت را....جای مسکن میخورم... شاید...درد نبودنت را جبران کنند... در حالی که...تو آسوده آرمیده ای... بی آنکه فکر... بیخوابی های شبانه من باشی...!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛ محال نبود وصال! و عاشقان که همیشه خواهانند، همیشه می توانستند تنها نباشند.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یک جلوه از کمال تو حسن است و از همه
تو نازنین تری و نه تنها قشنگ تر
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اگر اندك . . . اندك . . . دوستم نداشته باشی من نیز تو را از دل میبرم اندك . . . اندك . . . اگر یكباره فراموشم كنی در پی من نگرد زیرا پیش از تو فراموشت كرده ام
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تويي كه در همه شبها چراغ خانه مايي
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 5 ساعت و 59 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 10 ساعت و 45 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 18 ساعت و 4 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 5 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 1 ساعت و 54 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!