†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شکستن دل، به شکستن استخوان دنده میماند از بیرون همهچیز روبهراه است، اما.. هر نفس، درد است که میکشی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تـسـبـیــــح نـیـــسـتــــم ..
امـــــا
نَـفَـسَـم را ..
بـــه شـمـــاره انـــداخــتــه استــــ ..
شـــوق ِ دسـتـــان ِ تـــو
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
من زانو هایم را به آغوش کشیده بودم... وقتی تو برای آغوش دیگری... زانو زده بودی...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ســراب رد پــــای تو کــــجای جـــــاده پیــــدا شــــد کــــــــجا دســــــــتاتو گـــم کردم که پـــــایان من اینجــــــــــا شـد ؟
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چـرا فـکـــر می کـنـی خیانت همیشه پای یکی دیگس !؟
ایـنکـه کسی رو انتخاب کنی ؛
و دوسش داشته باشی کـه لـیـاقــتـتـو نـداره ،
بـه خـــودت خـیـانـت کـردی . . .
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هر چقــدرم كه تنــهايي سخــت باشــه خيلــي بهــتر از ايــنه كه با كســي باشــي كه به ديگــــري ميــــگه عــزيــــــزم...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دیـــگر شعــری به ذهنـــم خــطور نمی کند !!! بــس است دیــگر عـــاشــقــــــی ... خسته شدم !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نه این شمع روشن
نه من
که خواب ندارم
هیچ چیز به یاد تو نیست ...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حالا دیگر حضورت را در غیابت نیز احساس میکنم عشق واقعا حضور است جایی که عشق هست زمان و مکان محو می شوند و جایی که عشق نیست حتی آنچه که به لحاظ زمانی و مکانی نزدیک است تو را به شدت دور نگه میدارد غیبت عشق است که جدایی می آورد و تنها نزدیکی دنیا عشق است کسانی که به عشقی تمام عیار دست می یابند همه چیز را در درون خود کشف میکنند آنگاه همه عالم در درونشان خواهد بود ، نه در بیرونشان و ماه و خورشید در آسمان درون آنها چرخ خواهند زد در کمال عشق نفس ناپدید می شود
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تحمل میکنم بد خُلقیت را نمیخواهم ازین پس ، دوریت را نمیخواهم که مَردم ، فاش گویند چه کردی بی وفا ، خوشبختیت را
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش ! همین بس که : نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است ،با تیغِ کُند
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نسکــآفهـ ها,مــا از عشق شــرقے مــاﻥ دور میکننــد چــآے دارچیـنے معروفــﭞ را دم کــﻥ ... امــــروز کـﮧ بعـد از سآلهـــا بـﮧ دیــدارﭞ مےآیــم مــــرد مــﻥ
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ببین... با توام...! میخواى برى بـرو ... دیگه هى زر نزن که مواظب خودت باش و خوش بخت شى و این زرت و پرتا ..... وقتى رفتى... دیگه این چیزا بهت مربوط نیست...!!! فـــهمیــــــدی؟؟؟؟
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آنروز .. تازه فهمیدم .. در چه بلندایی آشیانه داشتم... وقتی از چشمهایت افتادم... هنوز دست و پای دلم درد می کند .. چقدر شکستن سخت است ... وقتی تو داری نگاه می کنی...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
لامصب چه جوری میتونی بگی گذشتهها گذشته در حالیکه گذشته هاست که حال و آینده منو نابود کرده .....!
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 8 ساعت و 35 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 13 ساعت و 22 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 20 ساعت و 41 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 2 ساعت و 42 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 4 ساعت و 31 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!