†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دردناکترین جای قصه ؛ اونجاییه که برات آرزوی خوشبختی بکنه ..!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو چه میفهمی؟؟؟ حال و روز کسی را... که دیگر هیچ نگاهی دلش را نمیلرزاند... ا
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
" کسی هرگزنمیداند چه سازی میزند دنیا چه میدانی تواز امروز چه میدانم من ازفردا همین یک لحظه را دریاب که فردا میشویم تنها....
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تـمام ِ دلـتنگی هایـم را جمع کـرده ام ، زیـر ِ بغل زده ام ؛ منتـظرم ! تو فقـط بیا ! +هوا را از من بگیر, اما خنده هایتـ را نه ...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
برای من دوست داشتن آخرین دلیل دانایی است اما هوا همیشه آفتابی نیست عشق همیشه علامت رستگاری نیست و من گاهی اوقات مجبورم به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم چقدر خیالش آسوده است چقدر تحمل سکوتش طولانی ست چقدر ...
غمی به دل دارم...
13 سال و 19 روز و 11 ساعت و 7 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 15 روز و 15 ساعت و 54 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 11 روز و 23 ساعت و 12 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 11 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 7 ساعت و 3 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!